درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٩١
مانند: شکر، محبّت، عقل و علم از اين قبيلاند. در اين ميان، شباهت شکلي و شنيداري برخي واژه هاي عربي به واژه هاي فارسي، موجب اين تصور در خواننده و شنونده مي شود که منظور و مفهوم آن واژه عربي، همان مفهوم واژه فارسي است.
نمونهها
براي مثال حديث مشهور امام علي عليه السلام در نهج البلاغه ،[١] که درباره زن فرموده است: «اَلْمَرْأه رَيحانَه وَ لَيسَتْ بِقَهْرَمانَه»، چنين فهميده شده است که: زن گل خوشبوي است و نه قهرمانه و پهلوان، حال آنکه قهرمانه در زبان عربي بدين معنا نيست. قهرمانه در عربي به معناي پيشکار و وکيل و متصدي کارهاي فرد ديگر است و مقصود حضرت در اينجا، نهي از به خدمت گرفتن زن در امور خانه و مزرعه و کار کشيدن از او در امور شخصي و مربوط به شوهر است. همين نکته سبب شده تا برخي اين حديث را انکار کنند و تأخّر پيدايش واژه قهرمان نسبت به زمان صدور حديث امام علي عليه السلام را دليل بر جعلي بودن اين حديث بدانند، حال آنکه اين واژه در کافي و برخي کتب متقدم بر نهج البلاغه موجود است و معلّي بن خنيس را قهرمان، يعني پيشکارِ امام صادق عليه السلام خواندهاند. [٢] نکته جالب توجه آنکه برخي از واژه هاي زبان عربي در زبان فارسي با همان هيئت اما با معنايي متفاوت از معناي عربي خود به کار مي روند؛ براي مثال، واژه احتمال در زبان فارسي به معناي حدس و گمان است، اما در زبان عربي به معناي تحمّل مي باشد و از اينرو، حديث «اِحْتِمالُ الْجاهِلِ صَدَقَه» را بايد به معناي تحمّل و بردباري در برابر شخص نابخرد معنا کرد، که به دليل: «هر کار نيکي صدقه است»، گونه اي صدق و احسان به شمار مي رود.
[١] . نهج البلاغه، نامه ٣١.[٢] . الکافي، ج ٥، ص ١٥٨.