درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٨٧
تفاوت آنها را ميتوان درست نشنيدن راوي دانست. گفتني است افزون بر حروف (ض، ز، ذ) حرفهاي ديگري مانند (ق) و (ک) نيز قريب المخرج هستند و از اين رو برخي کلمات فارسي داراي حرف (ک) در عربي با (ق) تلفظ ميشدهاند، مانند کاشان (قاسان) و کاووس (قابوس).
راه حل
روش عرض و مقابله، که در روزگاران قديم به شکل شفاهي و قرائت استاد بر شاگرد يا شاگرد بر استاد رواج داشته است، براي زدودن همين مانع بوده و بسياري از تصحيفهاي عمدي و غيرعمدي را کشف مي کرده است. در روزگار کنوني،کشف تصحيفها و تصحيح متون از طريق نسخه شناسي، يافتن احاديث مشابه و نيز گردآوري قرينهها امکان پذير است. شارحان حديث نيز از رهگذر مطالعات پردامنه خود به تصحيفها و تحريفها رهنمون شده اند. عوامل ديگري نيز به شناسايي تصحيفها کمک مي کنند؛ همچون آگاهي ما از دقت، ضبط، ادب و لغتداني راوي. اطلاعات و معلومات عمومي مانند آشنايي با انواع خطوط رايج هر عصر (همچون خط کوفي و يا نسخ، ثلث و نستعليق) و رسم الخط نسخه ها، آگاهي از کيفيت نسخهبرداري و تصحيح آنها به هنگام قرائت و پاکنويس کردن و چگونگي آوردن حاشيه هاي اصلاحي و افزودن نسخهبدلها، نيز در شناخت تصحيفها مؤثر است.[١]
[١] . گفتني است كه اين دقتها را در روزگار معاصر، بايد در مرحله حروفچيني اعمال نمود. نگارنده: زماني به مطالعه ترجمه حديثي از الأمالي طوسي (ص ١٩٤، ح ٣٣٠) مشغول بودم، در پايان اين حديث زيبا آمده بود: اين حديث را بايد باطل انگاشت، که به نظر درست نمي آمد و با مراجعه به متن عربي و نيز دستنويس مترجم مشخص شد که عبارت در اصل چنين بوده: اين حديث را بايد با طلا نگاشت و در اثر خطاي در حروفچيني و مقابله، جمله به چنين سرنوشتي دچار شده بود!