درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٨
برده اند. حاکم نيشابوري (م ٤٠٥ ه) در کتاب معرفه علوم الحديث، علوم حديثي را به ٥٢ گونه تقسيم کرده و گونه بيستم آن را «فقه الحديث» خوانده است. [١] اما برخي به جاي اين اصطلاح، ترکيب «درايه الحديث» را با اندک تفاوتي در معنا به کار بردهاند. حاجي خليفه در کشف الظنون، اين عنوان را به کار مي برد و آن را در مقابل «روايه الحديث»، يکي از دو گونه اصلي علوم حديثي ميخواند و آن را چنين تعريف مي کند: علم درايه الحديث علمي است که از مفهوم و معناي واژه هاي حديث و نيز از مقصود اصلي آنها بحث مي کند و در اين معنايابي، قواعد زبان عربي، ضوابط شرعي و احوال نبي را در نظر مي گيرد. [٢] اما با آنکه در متون حديثي شيعه، واژه «درايه» براي فهم عميق حديث آمده و معناي لغوي آن نيز مناسب با اين علم است، شيخ آقا بزرگ تهراني، درايه الحديث و فقه الحديث را همسان نگرفته و آن دو را در کنار دانش رجال، سه علم متفاوت و در عرض هم دانسته است. او وظيفه فقه الحديث را شرح واژه ها و بيان چگونگي و حالت متن حديث (همچون عامّ و خاص بودن، مطلق و مقيد بودن، مجمل و مبين بودن، و يا معارض داشتن و نداشتن) دانسته است. شيخ آقا بزرگ فقه الحديث را با شرح الحديث يکسان و نزديک مي بيند و از اين رو نام کتابهاي مربوط به فقه الحديث را در فصل «شين»، تحت عنوان «شرح الحديث» آورده است. [٣]
تعريف برگزيده
با توجه به آنچه گفته شد و در احاديث بدان راهنمايي شده است، مي توان فقه الحديث را چنين تعريف کرد: «دانشي که به بررسي متن حديث ميپردازد و با
[١] . معرفه علوم الحديث، ص ٦٣.[٢] . ر. ک: كشف الظنون، ج ١، ص ٦٣٥.[٣] . الذريعه، ج ٨، ص ٥٤.