درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٧٦
اختلاف و تعارض گزاره نوپديد علمي با يکي از گزارههاي مقبول پيشين خود، به تکاپوي حلّ آن ميافتد و در آغاز، هر دو را درست ميبيند و به فکر هموار کردن و پذيرش هر دو گزاره ميافتد و آنگاه که نتوانست، در يکي يا هر دوي آنها ترديد ميکند و حداقل يکي از آنها را به کنار مينهد. سخن ما در اينجا اين است که اين ترديدها و بررسيها نبايد فقط در يک حوزه صورت گيرد؛ يعنى علاوه بر کاوش در عرصه علم و تجربه، بايد قرينهها، اسباب و فضاي صدور و ديگر عوامل مؤثّر در فهم متن و مقصود گوينده حديث نيز در نظر گرفته شود. اگرچه ممکن است در تلاش مجدد براي فهم حديث و با وجود سؤالها و احتمالهاي جديد، دوباره به مفهوم نخست برسيم و همان نتيجه پيشين را به دست آوريم، که در اين صورت بايد در درستى فراورده علمى ترديد کرد. [١] و اگر نتيجه علمي چنان بديهي و قطعي باشد که ترديد در آن راه نيابد، بايد حديث را نامفهوم و غير قابل تبيين دانست و به فرمان صريح ائمه علمش را به همانان بازگرداند. [٢] تجربه و پيشينه تاريخي به ما ميگويد: فهمهاي روشمند و منطقي از حديث، در بسياري از موارد، با ورود گزارههاي علمي و پيدايش نظريههاي علمي، تغيير نميکند و تأثيرپذيري گاه و بيگاه اينگونه فهمهاي درست از علوم بشري، چنان اندک است که آن را به حدّ تأثيرات تصادفي فرو ميکشد. از اينرو آنچه توصيه لازم دارد، دقت در پيمودن گام به گام و درست مسير منطقي فهم حديث است و نه به همه شاخههاي علوم سر کشيدن، اگرچه آشنايي با علومى که ارتباط
[١] . ترديد در فراورده علمى ممکن است از ترديد در فرضهاى اوليه و يا روند گذار از تجربهها به مرحله تحليل و تعميم و نتيجهگيرى باشد.[٢] . تحف العقول، ص ١١٦، «إذا سَمِعْتُمُ مِنْ حَديثِنا ما لا تَعْرِفُونَهُ فَرُدُّوهُ إلَينا وَ قِفُوا عِنْدَهُ، وَ سَلِّمُوا إذا تَبَينَ لَکمُ الْحَقُّ»؛ ر. ک: مختصر بصائر الدرجات، ص ٧٧؛ بحار الأنوار، ج ٢، ص ١٨٩، ح ٢٠ و ص ١٩١، ح ٢٨.