درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٧٥
اندوختههاي علمي مرتبط تعامل برقرار کنند، براي ما مفيد و رهگشاست و همانگونه که محدثان زبردست در ادب و بلاغت عربي، لطايف متن را استخراج ميکنند، انديشههاي آشنا با روان و شخصيت انسان، از يک حديث به ظاهر ساده، دهها ويژگي شخصيتي و رواني انسان را بيرون ميکشند. براي نمونه، حديث «أقَلُّ النّاسِ مُرُوَّه، مَنْ کانَ کاذِباً؛ مروّت دروغگو از همه کس کمتر است.» [١] را در نظر ميگيريم. در نظر ابتدايي، آن را تنها يک نکوهش دروغ و دروغگو ميبينيم و از آن نتيجه ميگيريم که نبايد دروغ گفت؛ اما اندک آشنايي با روانشناسي شخصيت، ميتواند اين پرسشها را در ذهن بسازد که آيا حديث به ارتباط احساس کهتري با دروغبافي اشاره ندارد؟ و آيا اين ارتباط يکسويه يا دوسويه است و اگر دوسويه است متغير مستقل کدام است و متغير تابع چيست؟ آيا قلّت مروّت، دروغگويي ميآورد يا دروغگويي به قلّت مروّت ميانجامد؟ اين پرسشها که ميتواند زمينه ساختن آزمونهاي روانشناسي را نيز فراهم کند، ما را به حديثي مانند «لا يکْذِبُ الْکاذِبُ إلّا مِنْ مَهانَه نَفْسِهِ؛ [٢] دروغگو جز به دليل خواري نفس خويش دروغ نميگويد.» رهنمون ميشود وذهن ما را بهآن حساس ميکند تا همبستگي خواري نفس و دروغ را به طور کامل بررسي کنيم. [٣]
اختلاف و تعارض
گونه دوم و زمينه ديگر تأثير دانشهاي بشري بر فهم حديث، اختلاف و تعارض است؛ تعارض ميان فهم ما و نتايج تجربه علمي بشر. ذهن بشر، به سبب
[١] . بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٢٥٩، ح ٢١.[٢] . کنز العمال، ح ٨٢٣١؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٢٦٢، ح ٤٥.[٣] . براي آگاهي بيشتر در باره تعامل حديث و روانشناسي ر.ک : «بهرهگيري از حديث در روانشناسي»، مجله علوم حديث، ش ٢٩ و نيز بحث دکتر گلزاري در همان مجله ، شماره ١٧.