درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٦٠
اين انتظار بهجا از آغازين روزهاي پيدايي حديث وجود داشته است و سليم بن قيس هلالي از انتساب احاديث متخالف به رسول خدا سرگردان مي شود و به حضور اميرمؤمنان مي شتابد تا آن حضرت راز اين اختلافها را براي او بيان کند. [١] همين پرسش را محمّد بن مسلم و منصور بن حازم و معلّي بن خُنَيس و کسان ديگري از امام صادق عليه السلام مي پرسند و حتّي امامان معصوم از چگونگي عملکرد پيروانشان به گاه روي دادن تعارض و اختلاف احاديث با يکديگر جويا مي شوند و امام علي عليه السلام به صراحت از توهم تناقض در سخن خود پيشگيري مي کند و به گاه نکوهش دنيا، سخن را داراي جهتها و لحاظهاي گوناگون مي خواند و مي فرمايد: ألا إنَّ الْحَديثَ ذو شُجُونٍ، فَلا يَقُولَنَّ قائِلُکُمْ إنَّ کَلامَ عَلِي مُتَناقِضٌ، لأنَّ الْکَلامَ عارِضٌ. [٢] بدانيد که سخن شاخهها و حالتهاي گوناگوني دارد، پس کسي نگويد که کلام علي متناقض است، چون کلام تحت تأثير حالتهاي گوناگون است. شيخ کليني بسياري از اين موارد را در باب «اختلاف الحديث» آورده است. [٣] پيش از کليني و پس از او نيز ديگر مؤلّفان کتب حديث چنين بابي داشتهاند [٤] و هم
[١] . الکافي، ج ١، ص ٦٢، ح ١.[٢] . بحار الأنوار، ج ٤٠، ص ٣٤٧ (به نقل از الأمالي طوسي).[٣] . الکافي، ج ١، کتاب فضل العلم، ص ٦٨ ـ ٦٢.[٤] . از راويان بزرگ مي توانيم به محمّد بن ابيعمير و يونس بن عبدالرحمان اشاره کنيم (ر. ک: رجال النجاشي، ش ٣٢٧ و ٤٤٧؛ الفهرست، ص ٢٢٦) و از مؤلّفان ميتوان به برقي، مؤلّف المحاسن ، اشاره کرد که متأسّفانه، اين بخش از کتاب او به دست ما نرسيده است، اگر چه حديث ابن ابييعفور درباره پرسش او از امام صادق عليه السلام در باب الشواهد آمده است (ر. ک: المحاسن، ج ١، ص ٥ و ص ٢٢٥؛ رجال النجاشي، ص ٦٣)؛ پس از او نيز شيخ طوسي الاستبصار را نوشت که گنجينه اي از اخبار معارض و راهحلهاي آن است. همچنين شيخ حرّ عاملي در جامع روايي خود، بابي ويژه اين بحث گشود (وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ١٠٦)؛ گفتني است که اين دو، کوششهاي خود را در احاديث فقهي متمرکز کردند و به احاديث اعتقادي و اخلاقي نپرداختند.