درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٥٧
حال اگر اين دو مفهوم متقابل بار ارزشي متعادل و تکرّر نسبي متوازن داشته باشند يعني تعداد احاديث هر دو سو، نزديک به هم و شدّت و ضعف هر طرف در حکمها و درخواستها هم اندازه باشد، توجه محض به احاديث يک طرف تقابل و غفلت از احاديث طرف ديگر، ما را دچار افراط در ارزشگذاري آن مفهوم مي کند و توصيه ها يا مذمّتهاي حديث را بدون مرز مي بينيم و در مقام عمل نيز به افراط و تفريط مي گراييم. به عبارت ديگر، هر يک از دو مفهوم متقابل به منزله يک قيد بزرگ براي ديگري است، که توجه نکردن به آن همان اشکالي را پديد مي آورد که در درون يک خانواده حديث پيش مي آيد و حکمي را که در واقع مقيد است، به سبب نديدن قيد، مطلق مي بينم و حکم خاص را عام مي پنداريم. اين توجه يکسويه و نديدن احاديث مربوط به مفهوم متقابل، گاه موجب سکوتهاي افراطي و طولاني از سوي کساني شده که احاديث سکوت را ديده و احاديث کلام را نديده اند و گاه آنان را که احاديث سرور و فرح را ديده ولي به احاديث حزن توجه نکرده اند، در شاديهاي هيجاني و طربهاي خيالي فرو برده است. از اين رو، تشکيل خانواده حديث براي مفهوم متقابل نيز لازم است و در مثال نخست، احاديث باب يأس که با أمل متضاد است نيز بايد اخذ و در کنار أمل مطالعه شود. اين شيوه، يعني ديدن احاديث موضوعهاي مرتبط و متقابل در کنار موضوع اصلي، در تاريخ تدوين حديث سابقه دار است، اگرچه پردامنه نيست. در ميان متقدمان، کليني در سامان دادن کتاب عقل و جهل و ايمان و کفر کافي از اين روش سود جسته است و در عصر حاضر مي توان به کتابهاي ميزان الحکمه، الحياه و نضره النعيم اشاره کرد.
چکيده
o دستيابي به احايث همخانواده، از طريق مراجعه به جوامع روايي و کاربرد معجمهاي موضوعي و لفظي، به هر دو شکل مراجعه به کتاب و استفاده از