درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٣٥
داشتند و همه آنان با هم، يک وزنه و ثقل دين در کنار قرآن شدند. حديث ثقلين، مانند آيه تطهير، همه امامان را در يک عنوان و مفهوم، گرد آورده و لقب «اهل بيت» و «عترت» را زيبنده مجموع آنها کرده است. برپايه اين مبناي نظري، براي انتساب هر نظر به آنان، مي بايد همه ايشان را يک متکلم به شمار آورد و همانگونه که در باره يک متکلّم، همه سخنان او در باره يک موضوع و همه پاسخهاي او به يک سؤال مبناي فهم و بحث قرار مي گيرد و هيچگاه بخشي از کلام او ملاک و معيار شناخت تمام مراد او نيست، در مورد امامان معصوم نيز اين نکته جاري است؛ هم بايد مجموع سخنان يک امام را درباره يک موضوع دانست و هم مجموع سخنان همه ائمه را درباره آن موضوع گرد آورد. اگر مسائلي همچون تقيّه و عدم امکان اظهار نظر آزاد امامي را در حالتي و وجود اين امکان را در حالتي متفاوت و يا براي امامي ديگر در نظر آوريم و به تفاوت سطوح فکري راويان بينديشيم، که چگونه امامان را در بيان حقايق محدود ميکرده است، و يا به تفاوتهاي ناخواسته گزارش راويان توجه کنيم و تقطيع و تحريف و تصحيف را به ياد آوريم، به آساني ضرورت گرد هم آوردن احاديث همموضوع رخ مي نمايد. در اين صورت با يافتن نخستين متن درباره يک موضوع، فهم اوليه خود را از آن تمام ندانسته و آن را به معصومان نسبت نمي دهيم. همه آنچه را گفتيم، اين حديث رضوي در چند جمله کوتاه، بهتر و با بلاغت تمام بيان کرده است: إنّا إنْ تَحَدَّثْنا حَدَّثْنا بِمُوافَقَه الْقُرْآنِ وَ مُوافَقَه السنّه؛ إنّا عَنِ اللهِ وَ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ وَ لا نَقُولُ: قالَ فُلانٌ وَ فُلانٌُ؛ فَيتَناقَضُ کَلامُنا. إنَّ کَلامَ آخِرِنا مِثْلُ کَلامِ أَوَّلِنا وَ کَلامُ أَوَّلِنا مُصادِقٌ لِکَلامِ آخِرِنا. [١]
[١] . در منابع روايي ما، احاديث متعددي بر اين مطلب دلالت دارند. ر. ک: کفايه الأثر، ص ٧١؛ المسترشد، ص ٦٣؛ غيبه، ص ٩٣، ح ٢٤؛ مقتضب الأثر، ص ٢٤؛ الصراط المستقيم، ج ٢، ص ١٤١؛ کشف الغمّه، ج ٢، ص ٨٦؛ الکافي، ج ٧، ص ٨٥، ح ٢.[٢] . همان، رقم ٤٠١.