درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٢٥
اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لِسَعْدٍ إذا دَعاکَ؛ [١] خدايا دعاي سعد را مستجاب کن. اگر به سبب ورود حديث توجه نکنيم، ممکن است تصور کنيم که سعد بن ابيوقاص به سبب دعاي پيامبر در حقش، فردي مستجاب الدعوه بوده است، و آنگاه اين پرسش به ذهن بيايد که چرا او از بيعت و همراهي با امام علي عليه السلام سر باز زد؛ در حالي که توجه به سبب صدور حديث به ما مي فهماند که دعاي پيامبر براي سعد در جريان تيراندازي در جنگ بدر بوده و يک دعاي فراگير و براي هميشه نبوده است. اين سبب ورود را طبراني از عامر چنين نقل کرده است: قيلَ لِسَعْدِ بْنِ أبيوَقّاصٍ: مَتي أُجِبْتَ الدَّعْوَه؟ قالَ: يوْمَ بَدْْْْْْْرٍ کُنْتُ أرْمي بَينَ يدَيِ النَّبِي صلي الله عليه و آله، فَأضَعُ السَّهْمَ في کَبِدِ الْقَوْسِ أقُولُ : اَللّهُمَّ زَلْزِلْ أقْدامَهُمْ وَ أرْعِبْ قُلُوبَهُمْ وَ افْعَلْ بِهِمْ وَ افْعَلْ، فَيقُولُ النَّبِي صلي الله عليه و آله: «اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لِسَعْدٍ.» [٢] به سعد بن ابيوقاص گفته شد: کي دعايت مستجاب شد؟ گفت: در جنگ بدر، من در پيش روي پيامبر تيراندازي مي کردم و چون تير را در چلّه کمان مي نهادم، مي گفتم: خدايا، پايشان را بلرزان و دلهايشان را هراسان کن و با آنان چنين و چنان کن و پيامبر هم مي فرمود: «خدايا، دعاي سعد را مستجاب کن.»
نمونه دوم:
ابوبکر بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام از زني به نام امّ معقل، از قبيله بنيسعد بن خزيمه، چنين نقل کرده است: أرَدْتُ الْحَجَّ فَضَلَّ بَعيري، فَسَألْتُ رَسولَ اللهِ صلي الله عليه و آله فَقالَ: «اِعْتَمِرِي في شَهْرِ رَمَضانَ، فَإنَّ عُمْرَه في شَهْرِ رَمَضانَ تَعْدِلُ حَجَّه.» [٣]
[١] . سنن الترمذي، ج ٥، ص ٣١٣، ح ٣٨٣٥.[٢] . المعجم الکبير، ج ١، ص ١٤٣، ح ٣١٨.[٣] . مسند ابنحنبل، ج ٦، ص ٤٠٦.