درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١١٩
به ميدان جنگ بروند و يا خود را جوان نشان دهند.
نمونه سوم :
پيامبر خدا ميفرمايد: اَلْجارُ ثُمَّ الدّارُ وَ الرَّفيقُ ثمَّ الطَّريقُ؛ [١] همسايه و سپس خانه؛ رفيق و سپس راه و طريق. براي اين حديث سبب ورودي آورده شده است که ظاهراً جدا از متن حديث نيست و راويان همه ماجرا را به يکباره نقل کرده اند. متن کامل حديث به همراه سبب ورود، که از علي عليه السلام نقل شده، چنين است: جاءَ رَجُلٌ إلي رَسولِ اللهِ صلي الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ الله، إنّي أرَدْتُ شِراءَ دارٍ، أينَ تأمُرُني أنْ أشْتَرِيَ، في جُهَينَه أمْ في مَزينَه، أمْ في ثَقيفٍ أمْ في قُرَيشٍ؟ فَقالَ رَسولُ اللهِ صلي الله عليه و آله: «اَلْجارُ ثُمَّ الدّارُ.» [٢] مردي نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اي پيامبر خدا، من مي خواهم خانه اي بخرم، کجا مي فرمايي بخرم؛ در جهينه يا در مزينه، در ثقيف يا قريش؟ پيامبر فرمود: «اول همسايه و سپس خانه.» اين سفارش در اندرزهاي لقمان نيز آمده است. [٣] نکته مهم درباره اين حديث آن است که همين متن در حديثي از حضرت فاطمه( نيز آمده است و همانگونه که سبب ورودش نشان مي دهد، معنايي ديگر را مي رساند. اين مثال تأثير سبب ورود حديث را در فهم حديث به خوبي نشان مي دهد.: اَلْحُسَينُ بْنُ عَلِي عليه السلام عَنْ أخيهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي بْنِ أبيطالِبٍ(: «رَأيتُ اُمّي فاطِمَه( قامَتْ في مِحْرابِها لَيلَه جُمْعَتِها، فَلَم? تَزَلْ راکِعَه ساجِدَه حَتّي
[١] . کشف الخفاء، ج ١، ص ١٧٩.[٢] . الجعفريات، ص ١٦٤؛ مستدرک الوسائل، ج ٨، ص ٢٠٩، ح ٩٢٧٣ و ج ٣، ص ٤٧٠، ح ٤٠٢٣ (با اندکي تفاوت).[٣] . الاختصاص، ص ٣٣٧؛ مستدرک الوسائل، ج ٨، ص ٤٢٩، ح ٩٨٩٩.