درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١١٤
فرهنگي بزرگتر و جزيي از گفتمان مرتبط با آن است. راويان گزارشگر حديث، ممکن است تنها بخش لفظي و متن صادر شده از امام عليه السلام را منتقل کنند و از توجه و نقل همه حاشيه ها و رشته هاي مرتبط با حديث، باز بمانند. اين نکته ما را ملزم مي سازد که در فهم حديث، تنها به فهم الفاظ آن از آغاز تا پايان بسنده نکنيم و همه قرينه ها و حتي عناصر غير زباني اما مرتبط را نيز بيابيم. اين عناصر بيشتر به شکل قرينه هاي مقامي مانند شرايط اجتماعي و تاريخي، فضاي فرهنگي و علمي، حالتها و وضعيت مقام گفتگو، شخصيت مخاطب و پرسشهاي نهان راوي حديث هستند و ممکن است در صورتهاي ديگر نيز پديدار شوند. با توجه به اين گوناگوني و تأثير قابل توجه آنها بر معناي متن، اين عناصر را، با آنکه خود از قرينه ها به شمار مي روند، به طور جداگانه مي آوريم. در اين ميان، يافتن اسباب ورود احاديث، از امام باقر عليه السلام به اين سو، اهميت بيشتري دارد؛ چه، از دهه هاي آغازين قرن دوم هجري، نحله هاي فکري، مکتبهاي کلامي و مدرسه هاي فقهي گوناگوني پا به عرصه حيات علمي مسلمانان نهاده و امامان معصوم ما که مرزباني عقيده و بينش اسلام راستين را به عهده داشتند، به اين ميدان درآمدند و از اين رو روايات شريف آنان، نه در خلأ که در فضاي علمي و نقد و بحث، وارد گشته است. آنان يا در مقام پاسخ به پرسشهاي راويان بودند، يا در مقام نقد نظر و فتواي فقيهان اهل سنّت و يا ردّ و انکار بدعتي آشکار و نهان. پيشوايان ما به سنّت حسنه جدال احسن عمل ميکردند و به صورت مستقيم و غير مستقيم، به گفتگو با پيروان و متکلمان اديان ديگر و طرح و نقد فتاوي فقيهان غير شيعي ميپرداختند. [١] ايشان راويان و شاگردان مبرّز خويش را نيز به اين عرصه کشاندند و از آنان
[١] . ر. ک: دو کتاب التوحيد، اثر شيخ صدوق و الاحتجاج، تأليف طبرسي.[٢] . ر. ک: مجله علوم حديث، ش ٦، مقاله «عرضه حديث بر امامان» از نگارنده.