درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٠٤
ميان مطلب خود و آنچه مخاطب از جمله تضمينشده مي داند، استفاده مي کند و فهم يا قبول و باور مقصود خود را آسان مي سازد. در واقع، همسويي و همخواني دو جزءِ سخن گوينده، مخاطب را بدينسو هدايت مي کند که فهم پيشين خود را از مضمون جمله تضمينشده، بر فهم جزء ديگر کلام، حجّت قرار دهد و از بروز کجفهمي و احتمالات ديگر جلوگيري کند. از اين رو فهم و درک جمله هاي تضمينشده، به فهم مجموع سخن و مراد اصلي گوينده کمک مي کند. در تضمين، گوينده با توجه به حضور مطلبي خاص در ذهن مخاطب، نکتهاي ديگر را بر آن بنا مينهد و از اين رو تا آن نکته اصلي و اوليه درک نشود، مجموع سخن مفهوم نميگردد. ما اين تضمينها را بر حسب خاستگاه آنان، به چهار دسته تقسيم مي کنيم: آيه، حديث، مثل و شعر.
آيه
معصومان تجلّي معارف قرآن، و خود، قرآن ناطق اند. آنان قرآن زنده هر عصرند و سخن، فرمان و نهي آنان، مانند رفتار و کردارشان، تفصيل قرآن است. آنان گفتههاي خود را برگرفته از قرآن خوانده و فرمودهاند مي توانند مستند قرآني هر يک از سخنان خود را ارائه دهند و گاه با درخواست راويان، آن را ارائه داده اند.[١] با اين همه، در موارد بسياري، آنان آيه يا بخشي از آن را در کلام خود درج کرده اند و براي تبيين بيشتر سخن خود يا اثبات و باوراندن آن به مخاطب، به صراحت يا به اشاره، از کلام خدا سود برده اند. حديثِ «يا سَوْأتاهُ لِمَنْ غَلَبَتْ اِحْداتُهُآحادُهُ عَشَراتِه» [٢] از امام سجاد عليه السلام، مي تواند نمونه خوبي براي تضمين و فهم نقش آن در يافتن معناي سخن باشد. کساني که آيه مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَه فَلَهُ عَشْرُ أمْثَالِها وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّيئَه فَلا يجْزى إلا مِثْلَهَا وَ هُمْ
[١] . ر.ک: نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٩٠؛ «فهذِهِ أحاديثُ رسولِ اللهِ، يصَدِّقُهَا الْکتابُ».[٢] . تحف العقول، ص ٢٨١.