درسنامه فهم حديث - مسعودی، عبدالهادی - الصفحة ١٠١
پيشتر گفتيم که با مراجعه به کتابهاي لغت و غريب الحديث، مفردات سخن مفهوم مي شود و ظهور اوليه کلام از طريق تحصيل معناي برآمده از ترکيب اين واژه ها به دست مي آيد. اما براي گذار از اين فهم اوليه و رسيدن به مقصود اصلي، حرکتي چند مرحله اي در پيش رو داريم. اين حرکت را گردآوري قرينه ها مي ناميم. بر اساس امکان جدايي ميان سخن و قرينه هاي آن، متکلم مي تواند جمله خود را به گاه اضطرار، گنگ و مجمل بيان کند و سپس در موقع و جايي ديگر سخني گويد که چون در کنار جمله نخستش قرار گيرد، مقصود اصلي او را بفهماند. اين کار در گفتگوهاي معمولي،گاه به چشم ميآيد، اما در محل بحث ما، يعني کلام معصومان، فراوان است. آنان در روزگارهاي متفاوتي مي زيستند، گاه تحت فشار و اختناق، و گاه آزاد و رها بودند. ايشان همچنين نيازهاي گونا گون هر جامعه را ميدانستتند و از آنها آگاهي داشتند، از اين رو نه مي خواستند و نه با توجه به وضعيت و مخاطبان مختلف، مي توانستند همه آنچه را که براي همگان نياز بوده است، در يک مقطع زماني خاص عرضه کنند. پيشتر گفتيم که در علم اصول فقه، دو اصطلاح مراد استعمالي و مراد جدّي را به همين دو ظهور ناظر ساخته اند. مراد استعمالي يعني همان مفهوم اوليه از متن و مراد جدّي يعني آنچه در پي جستجو از قرينه ها به دست مي آيد و مقصود گوينده را روشن مي سازد. اگر تنها به وجود واژه هاي چند معنايي (مشترک لفظي) و احتمالات گوناگون ترکيبي و نحوي توجه کنيم، به آساني، ضرورت جستجو به منظور دستيابي به قرينه ها را درمي يابيم. اگر قرينهاي در دست نداشته باشيم، نمي توانيم مقصود گوينده را از كاربرد يك واژه مشترك دريابيم و ميان معاني متعدد آن سرگردان ميمانيم. قرينهها در جايي كه احتمالات اعرابي و معنايي متفاوت در جمله وجود دارد، به كمك ما ميآيند و به پذيرش يك وجه وكنار نهادن بقيه احتمالات، حكم