دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٥
ج ـ آنچه با يكتايىِ مدبّر منافات دارد
قرآن
«و بيشتر آنان به خدا ايمان نياوردند ، مگر آن كه [با او چيزى را ]شريك مى گيرند» .
حديث «و بيشتر آنان به خدا ايمان نياوردند ...» ـ :
٣٨٠.امام باقر عليه السلام ـ در باره آيه شريفاز جمله اين ايمان نياوردن به خدا ، اين سخن مرد است كه : نه ، به جانت سوگند ! «و بيشتر آنان به خدا ايمان نياوردند ...» : امام صادق عليه السلام فرمود :
٣٨١.تفسير العيّاشى ـ به نقل از مالك بن عطيّه ، در باره آيه«مثلاً انسان بگويد : اگر فلانى نبود ، من نابود مى شدم ؛ اگر فلانى نبود ، من به فلان و بهمان چيز مى رسيدم ؛ اگر فلانى نبود ، خانواده ام تلف مى شد . نمى بينى كه او [با اين سخنان ]براى خداوند در مُلكش ، شريكى قرار داده است كه وى را روزى مى دهد و از او دفاع مى كند؟!» . گفتم : پس بگويد : اگر خداوند ، فلانى را به دادم نمى رساند ، نابود مى شدم؟ فرمود : «آرى! اين ، عيبى ندارد» .ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٧ ص ١٥٥ (خداشناسى / شناختن صفات ثبوتى خدا / مدبّر) .
٢ / ٤
مرتبه چهارم : توحيد در حُكم
توحيد در حكم ، عبارت است از اعتقاد به يكتايى خداوند در تشريع احكام و قانون گذارى . از نظر قرآن ، تنها خداوند متعال ، حقّ وضع قانون و صدور دستور اجراى آن را دارد و پيروى از هر قانونى در زندگى فردى و اجتماعى بشر ، بجز قانون الهى ، شرك محسوب مى شود . دليل اين كه قانون گذارى و اجراى آن ، تنها حقّ خداست و جز كسانى كه او معيّن كرده ، حقّ حكم كردن و حكومت ندارند ، اين است كه : بهترين قانون گذار ، كسى است كه بيش از ديگران ، انسان و نيازهاى او را بشناسد و اصول تكامل او را بداند و از هراسيدن در اجراى قانون ، وارسته باشد . هيچ كس جز خداوند متعال ، واجد اين خصوصيات به طور كامل نيست . او به دليل اين كه انسان را آفريده ، با همه استعدادها و نيازهاى او آشناست و به دليل اين كه علمِ مطلق است ، اصول تكامل او را مى داند و به دليل اين كه بى نياز مطلق است ، هيچ مانعى نمى تواند مانع حكم كردن و يا حكومت او گردد . بر اين اساس ، قرآن كريم ، خدا را با ويژگى هاى «خَيْرُ الْحَاكِمِينَ (بهترينِ حاكمان)» و «أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ (حكمران ترينِ حاكمان)» و «خَيْرُ الْفَاصِلِينَ (بهترينِ جداكنندگان)» توصيف مى نمايد و قانون گذارى را در انحصار او ( «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ؛ حكم ، تنها از آنِ خداست» ) و حكومت را حقّ نمايندگان او مى داند ، چنان كه خداوند متعال ، خطاب به داوود عليه السلام مى فرمايد : «اى داوود ! ما تو را جانشين در زمين كرديم . پس ميان مردم ، به حق حكم كن و از هوا و هوس ، پيروى مكن» .