دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧
٢٤.التوحيد ـ به نقل از سلمان فارسى ـ :جاثليق[١] از على عليه السلام پرسيد : به من بگو : خدا را به محمّد شناختى ، يا محمّد را به خداوند عز و جل؟ على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : «من خدا را به محمّد صلى الله عليه و آله نشناختم ؛ بلكه محمّد را به خداوند عز و جل شناختم ؛ چرا كه [ديدم] او را آفريد و در وى اندازه ها ، از درازا و پهنا ، پديد آورد . پس دانستم كه او با تدبير ، ساخته شده است [و مدبِّر و سازنده اى دارد] ، و اين را با راه نمايى و الهام و خواست خداوند دريافتم ، چنان كه طاعت خويش را به فرشتگان ، الهام فرمود و خويشتن را بى هيچ شبيهى و كيفيتى ، به آنها شناساند» .
٢٥.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى معروف به «دعاى ابو حمزه ثمالى» ـ :به خودت تو را شناختم ، و تو مرا به [هستىِ] خودت ره نمون شدى ، و مرا به سوى خويش فرا خواندى ، و اگر تو نبودى (لطف تو نبود) ، نمى دانستم كه تو چيستى .
٢٦.امام باقر عليه السلام ـ به مردى كه با او سخن بسيار گفت ـ :اى مرد! تو سخن را حقير و كوچك مى شمارى! بدان كه خداوند عز و جل پيامبران را كه فرستاد ، آنان را با زر و سيم نفرستاد ؛ بلكه آنان را با سخن فرستاد ، و خداوند عز و جل خويشتن را [نيز] با گفتار و دلالت ها و نشانه ها به خلقش شناساند .
٢٧.امام صادق عليه السلام : دليل بر خدا ، در حقيقت ، جز خدا نيست ، و دعوتگر به سوى خدا ، حقيقتاً ، جز خود خدا نيست . خداوند سبحان ، خود ، از سوى خويشتن ، ما را به خويش راه نمايى فرمود .
[١] جاثليق : رئيس نصارا در سرزمين اسلامى كه زبان ايشان سريانى بود (مجمع البحرين : ج ١ ص ٣٣٤ مادّه «جثلق») ؛ سَر اُسقُف .