دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٠
آفريده ها ، انسان ها را به چهار گروه تقسيم كرده ، مى گويد : تجلّى خداوند ، به معناى آن است كه او شناخت خويش را از ره گذر مصنوعاتش ، براى دل هاى بندگانش روشن گردانيد ، تا جايى كه بندگان ، هر يك به اندازه قابليت و پذيرشى كه از مشاهده او دارند ، مشاهده اش مى كنند ، و اين مشاهده ، بسته به تفاوت شعاع هاى نگاه هايشان ، متفاوت است . بعضى از آنها اوّل مصنوع را مى بينند بعد صانع را ؛ بعضى هر دو را با هم مى بينند ؛ بعضى نخست صانع را مى بينند ، و بعضى ماسواى صانع را نمى بينند . [١] در توضيح اين چهار قسم ، مثالى را يادآورى مى كنيم ، بلكه تا اندازه اى حقّ مطلب ادا شود . اگر آينه در دست داشته باشى و بخواهى به تصوير چيز مشخّصى نگاه كنى ، در ابتدا آينه و آن گاه آن تصوير را مى بينى . گاه هم زمان هر دو را مى بينى و زمانى هم چنان به تصوير نگاه مى كنى و مات در آن مى شوى كه چيز ديگرى را نمى بينى . با توجّه به اين مثال ، مردمى را كه از بينش عقلانى براى درك تجلّى آفريدگار در آينه آفريده ها برخوردارند ، مى توان چهار گروه دانست : گروه اوّل ، كسانى هستند كه به آينه آفريده ها نظر مى افكنند و ابتدا آينه و سپس تجلّى آفريدگار را از لا به لاى دقّت در آينه آفريده ها و از توجّه به آنها مشاهده مى كنند . گروه دوم ، كسانى اند كه از نگاه دقيق ترى برخوردارند . آفريدگار را بيش از شناخت گروه نخست مى شناسند ؛ چرا كه آينه آفريده ها و آفريدگار را هم زمان مى بينند . به تعبير ديگر ، اينان ، آفريدگار را در اين آينه و به واسطه آن مى بينند و در همان زمانى كه چشم هايشان كوه و دريا و درخت و ديگر پديده ها را مى بيند ، آفريدگار عز و جل را با بينش عقلى درك مى كنند .
[١] شرح نهج البلاغة ، ابن ميثم بحرانى : ج ٣ ص ٣٨ .