دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٦
زندگى است ـ ، راه رسيدن به بالاترين درجات خداشناسى ، يعنى معرفت شهودى است . راه اوّل و دوم ، تنها ارائه طريق است ؛ امّا راه سوم ، رسيدن به مقصود را تضمين مى نمايد : «وَ الَّذِينَ جَاهَدُواْ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا . [١] و آنان كه با تمام توان براى ما بكوشند ، به راه هاى خود ، راه نمايى شان مى كنيم» . با پيمودن اين راه ، نه تنها انسان به بالاترين مراتب خداشناسى ، بلكه به بالاترين مراتب خودشناسى و جهان شناسى نيز نايل مى آيد . بنا بر اين ، مى توان گفت : صراط مستقيم الهى ، يكى بيشتر نيست و آن ، دينى است كه انبياى الهى براى تكامل انسان ارائه كرده اند و راه هاى ديگر ، در صورتى راه خدايند كه به اين شاه راه ، منتهى شوند .
راه ها به سوى خداوند عز و جل ، به تعداد آفريده هاست
در اين جا اين سؤال قابل طرح است كه در كلام محدّثان و حكما آمده است : الطُّرُقُ إلَى اللّهِ عَدَدَ أنفاسِ الخَلائقِ . راه ها به سوى خداوند ، به تعداد آفريده هايند . بايد ديد اين جمله ـ كه در كلام شمارى از محدّثان و حكما يك اصل مسلّم تلقّى شده و گاه به عنوان حديث نبوى هم مطرح مى شود ـ ، آيا با وحدت صراط مستقيم الهى منافاتى دارد يا ندارد؟ پاسخ ، اين است كه : اين سخن ، تاكنون در هيچ يك از منابع معتبر حديثى يافت نشده است . تنها ملّا احمد نراقى ، در كتاب مثنوى طاقديس ، آن را با عنوان حديث ، ذكر كرده است . [٢]
[١] فصّلت : آيه ٥٣ . [٢] عنكبوت : آيه ٦٩ . [٣] در اين كتاب آمده است : «بيان حديث : الطرق إلى اللّه عدد أنفاس الخلائق» (مثنوى طاقديس : ص ٢٠٦) . [٤] مجادله : آيه ١١ . [٥] بحار الأنوار : ج ٦٧ ص ١٣٧ . [٦] مثنوى طاقديس : ص ٢٠٦ .