دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٦
دسته سوم ، احاديثى هستند كه دلالت دارند بر اين كه حجاب ميان خدا و خلق ، مخلوق بودن آنهاست ؛ زيرا محال است آفريده محدود ، بر آفريدگار نامحدود ، احاطه پيدا كند . علاوه بر اين احاديث ، همه احاديثى كه در باب چهارم اين فصل گذشت نيز ، دلالت بر اين معنا دارند . [١] دسته چهارم ، احاديثى اند كه مى گويند حجاب خداوند متعال ، نور است . شايد مقصود از حُجُب نورانى ، آن گونه كه گفته شده ، مراتب خودبينى باشد كه نوعى حجاب تكوينى محسوب مى شود و سالك ، در هر مرحله اى از كمالات نفسانى كه باشد ، تا اين حجاب ها را كنار نزند ، به معرفت شهودى دست نمى يابد ، كه : «با ديده خودبين ، نتوان ديد خدا را» . در «مناجات شعبانيه» آمده است : وَ أنِر أَبصارَ قُلوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيكَ ، حَتّى تَخرِقَ أَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ إلى مَعدِنِ العَظَمَةِ ... . [٢] و ديده هاى دلِ ما را با روشنى نگاه به خود ، نورانى كن تا آن جا كه ديده هاى دل ، پرده هاى نور را بدَرَد و به معدن عظمت برسد . بنا بر مطالب بيان شده ، مى توان گفت كه در اين قسمت از دعا ، منظور از خَرقِ حجاب هاى نور به وسيله دل ، اين است كه سالك در سلوك الى اللّه ، به نقطه اى برسد كه در نتيجه شدّت محبّت به خدا ، حجاب هاى خودبينى به كلّى كنار رود ، به گونه اى كه چيزى جز خداى متعال نبيند و به گفته حافظ : ميان عاشق و معشوق ، هيچ حايل نيستتو خود ، حجاب خودى ـ حافظ ـ از ميان برخيز .
[١] ر . ك : ص ٣٥٥ (هيچ كس به كنه معرفتش نمى رسد) . [٢] مفاتيح الجنان : مناجات شعبانيه .