دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥
٢٢٣.فاطمه عليهاالسلام ـ در توصيف خداوند پاك ـ :خدايى كه ديدگان ، او را نمى توانند ببينند و زبان ها از وصفش عاجزند و از رسيدن به چگونگى اش ناتوان اند .
٢٢٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! تو پروردگارى بزرگى ، چندان كه هيچ يك از آفريده هايت نمى توانند مانع تو شوند . تو مى بينى و ديده نمى شوى ، و در عالى ترين چشم انداز هستى [و نگاه ها به تو نمى رسند] ، و آخرت و دنيا ، از آنِ توست ، و زندگى و مرگ ، در دست توست ، و پايان و بازگشت به سوى توست . از اين كه بلغزيم و سرافكنده شويم ، به تو پناه مى بريم .
٢٢٥.امام زين العابدين عليه السلام : ستايش ، خداوندى را كه آغاز است و خود ، آغازى ندارد و انجام است و خود ، انجامى ندارد ؛ خداوندى كه ديدگان بينندگان ، از ديدنش قاصرند و اوهام وصف كنندگان ، از وصف او ناتوان اند .
٢٢٦.امام صادق عليه السلام : اى آدمى زاده اى كه اگر دل تو را پرنده اى بخورَد ، سيرش نمى كند و اگر بر چشمت پارگى سوزنى ايجاد شود ، آن را مى پوشاند . مى خواهى با اين دو ، ملكوت آسمان ها و زمين را بشناسى؟! اگر راست مى گويى ، اينك خورشيد ، آفريده اى از آفريدگان خداست . اگر مى توانى چشمانت را از آن پُر كنى [و اين مخلوق را در چشمان خود بگنجانى] ، حق با توست [و خواهى توانست ملكوت آسمان ها و زمين را نيز بشناسى] .
٢٢٧.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از ابراهيم كَرْخى ـ :به صادق عليه السلام گفتم : مردى [ادّعا مى كند كه ]پروردگارش را در خواب ديده است . اين ، چگونه است؟ فرمود : «آن مرد ، دين ندارد . خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نه در بيدارى ديده مى شود ، نه در خواب ؛ نه در دنيا ، نه در آخرت» .