دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٧
اين مرحله از خداشناسى ، هر چند بالاترينِ منازل سلوك و برترينِ درجات معرفت است ، ليكن بى ترديد ، به معناى احاطه مخلوق بر خالق و شناخت حقيقت خداوند متعال نيست . از اين رو ، سرحلقه اهل معرفت ، خاتم انبيا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، ضمن تصريح بر اين كه براى او هم شناخت كُنه حضرت حق ميسّر نيست ، مى فرمايد : اللّهُ أعلى و أجَلُّ أن يَطَّلِعَ أَحَدٌ عَلى كُنهِ مَعرِفَتِهِ . [١] خدا ، والاتر و و برتر از آن است كه كسى به كُنه معرفت او پى ببرد . و نيز در شناخت خداوند مى فرمايد : يا مَن لا يَعلَمُ ما هُوَ إلّا هُوَ . [٢] اى كه جز او نمى داند او چيست! و نيز مى فرمايد : سُبحانَكَ ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعرِفَتِكَ . [٣] منزّهى تو ! ما تو را چنان كه حقّ معرفت توست ، نمى شناسيم . دسته پنجم ، احاديثى اند كه حجاب هاى خداوند متعال را به حجاب هاى نورانى و ظلمانى تقسيم كرده اند . پيش از اين ، به معناى احتمالىِ حجاب هاى نورانى [٤] اشاره شد ؛ امّا مقصود از حجاب هاى ظلمانى ، ظاهرا زنگارهايى است كه در اثرِ كارهاى ناشايست بر ديده دل مى نشيند و مانع خداشناسى مى گردد ، چنان كه در قرآن كريم
[١] ر . ك : ص ٣٥٤ ح ٢٣٧ . [٢] ر . ك : ص ٣٥٤ ح ٢٣٥ . [٣] ر . ك : ص ٣٥٤ ح ٢٣٦ . [٤] معناى دقيق و قطعى حجاب هاى نور و ظلمت، مشخّص نيست . براى آگاهى بيشتر در اين باره، ر . ك : فصوص الحكم ، تعليقة أبى العلاء العفيفى، ص ١٦ ـ ١٧ (فص الحكمة الإلهيّة فى الكلمة الآدمية) ، تعليقات الإمام الخمينى على فصوص الحكم .