دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣
٢٢٠.المحاسن ـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ :اشعث بن حاتم به من گفت كه وى از امام رضا عليه السلام در باره شمّه اى از توحيد ، سؤال كرد . فرمود : «مگر قرآن نمى خوانى؟» . گفتم : چرا . فرمود : «بخوان : «ديدگان ، او را در نمى يابند ؛ ولى او ديدگان را در مى يابد» » . من آيه را خواندم . فرمود : «منظور از ديدگان چيست؟» . گفتم : چشم ها . فرمود : «نه . مقصود ، نيروى فكر است . افكار به چگونگى او نمى رسند ؛ ولى او هر فهمى (انديشه اى) را در مى يابد» .
٢٢١.امام على عليه السلام : افكار ،[١] به او دسترس ندارند تا در نتيجه ، او را [چون] جسم پندارند ، و ديدگان او را در نمى يابند تا در نتيجه ، پس از انتقال آنها [از او به چيزى ديگر ]دگرگون شوند ... . نگاه چشم ها از ديدن او ناتوان ، و [دست ]افكار خلايق از رسيدن به وصف او كوتاه است .
٢٢٢.امام على عليه السلام : ديدگان ، از شكوه عظمتش ، به او نمى رسند ؛ زيرا حجاب هايى ميان خود و آنها زده است كه [ديدگان ]نمى توانند در اين حجاب هاى سِتَبر و متراكم ، نفوذ كنند ، و براى ديدن صاحب عرش از پرده هاى استوار ويژه او بگذرند ؛ خدايى كه همه كارها از خواست او ناشى شده اند .
[١] وهم ـ كه در متن عربى حديث آمده ـ به معناى پندار يا گمان يا اعتقاد مرجوح به كار نرفته است ؛ بلكه به معناى انديشه (فكر) و گذشتن چيزى از خاطر (خُطورات ذهنى) است .