دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣
«و بيشتر ايشان به خدا ايمان نياورند ، مگر آن كه [چيزى را با او ]شريك مى گيرند» .
«و هر آينه ، در ميان هر امّتى پيامبرى مبعوث ساختيم كه خدا را بندگى كنيد و از طاغوت ، دورى نماييد» .
«و كسانى كه از عبادت طاغوت دورى كردند و به خدا باز گشتند ، ايشان را بشارت باد» .
«و اينان ، عالمان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا ، خداوندانِ خويش گرفتند ، در صورتى كه مأمور نبودند جز آن كه خداى يگانه اى را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست . او منزّه است از آنچه [با وى] شريك مى گردانند» .
«چنين نيست . به پروردگارت سوگند كه ايمان نمى آورند ، مگر آن كه تو را در مشاجرات ميان خود ، داور قرار دهند و سپس از قضاوتى كه كرده اى ، در دل هايشان احساس ناراحتى نكنند و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند» .
حديث
٣٨٤.تفسير العيّاشى ـ به نقل از ابو الصَّباح كِنانى ـ :امام باقر عليه السلام فرمود : «از رفاقت با غير خودى ها[١] بپرهيزيد ؛ زيرا هر رفيقى جز ما ، طاغوت است» يا فرمود : «شريك [خدا] است» . «و بيشتر ايشان به خدا ايمان نياورند ، مگر آن كه [چيزى را با او ]شريك مى گيرند» ـ :
٣٨٥.امام صادق عليه السلام ـ در باره آيه شريف :مقصود ، شرك در اطاعت است ، نه شرك در عبادت .
٣٨٦.امام صادق عليه السلام : ـ در باره همين آيه ـ :[يعنى چنين كسى] ندانسته از شيطان اطاعت مى كند و بدين ترتيب ، [در طاعت خدا] شرك مى ورزد .
[١] وليجه : هر غيرِ خودى و بيگانه اى كه انسان ، او را به دوستى برگيرد و به وى اعتماد كند . هر گاه فردى غريبه و غير خودى به قومى ملحق شود ، عرب مى گويد : فلانٌ وليجة فى القوم (مفردات ألفاظ القرآن : ص ٨٨٣ مادّه «ولج») ؛ همدم ؛ محرِم اسرار .