دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٨
و خداوند ، اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آنچه احاطه علمى بدان ندارند ، ستوده است و فرو نرفتن آنان را در آنچه مكلّف به كاوش از نهانش نيستند ، «رسوخ» ناميده است . اين احاديث ، با عنايت به اين كه هماهنگ با قرآن اند ، اهمّيت ويژه اى در اين مبحث دارند .
ب ـ خطر تعمّق
دسته دوم ، احاديثى اند كه مطلق «تعمّق» را خطرناك توصيف مى كنند ، مانند آنچه از امام على عليه السلام نقل شده است كه از تعمّق به عنوان يكى از پايه هاى كفر نام مى برد : الكُفرُ عَلى أَربَعِ دَعائِمَ : عَلَى التَّعَمُّقِ ... فَمَن تَعَمَّقَ لَم يُنِب إِلَى الحَقِّ . [١] كفر ، بر چهار ستون استوار است : بر زياده روى ... پس هر كس زياده رود ، به حق باز نمى گردد .
ج ـ هشدار در باره تعمّق در دين
دسته سوم ، احاديثى اند كه نسبت به افراطيگرى در مسائل فرعى دينى ، هشدار داده اند ، مانند آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه : إِيّاكُم وَ التَّعَمُّقَ فِى الدّينِ ! فَإِنَّ اللّهَ تَعالى قَد جَعَلَهُ سَهلاً ، فَخُذوا مِنهُ ما تُطيقونَ... . [٢] مبادا در دين ، تندروى كنيد ؛ چرا كه خدا آن را آسان قرار داده است . پس ، از دين ، به قدرى كه توانش را داريد ، برگيريد . حديثى هم از امام كاظم عليه السلام نقل شده است كه مى فرمايد : لا تَعَمُّقَ فِى الوُضوءِ . [٣]
[١] ر . ك : نهج البلاغة : الحكمة ٣١ ، الكافى : ج ٢ ص ٣٩٢ . [٢] كنز العمّال : ج ٣ ص ٣٥ ح ٥٣٤٨ . [٣] ر . ك : وسائل الشيعة : ج ١ ص ٣٠٦ (باب «استحباب صفق الوجه بالماء قليلاً عند الوضوء ، و كراهة المبالغة فى الضرب ، و التعمّق فى الوضوء») .