دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
يك . تعمّق ، در لغت
خليل بن احمد فراهيدى نوشته است : المتعمّق : المبالغ فى الأمر ، المتشدّد فيه ، الّذى يَطلب أقصى غايته . [١] متعمّق ، كسى است كه در خواسته خود ، مبالغه مى كند و تا پايان آن را مى جويد . همانند اين معنا را ابن منظور ، در لسان العرب آورده است : متعمّق ، كسى است كه در خواسته خود ، مبالغه و سختگيرى مى كند و تا پايان آن را مى جويد . [٢] بنا بر اين ، نهايت تلاش براى رسيدن به عمق و نهايت چيزى ، در لغت ، «تعمّق» ناميده مى شود .
دو . احاديثى كه واژه «تعمّق» در آنها به كار رفته
با كاوش در موارد استعمال واژه «تعمّق» در احاديث اسلامىِ منقول در منابع شيعه و اهل سنّت ، براى پژوهشگر ، ترديدى باقى نمى ماند كه مقصود از اين واژه در فرهنگ اسلامى : افراط ، تندروى و خارج شدن از مرز اعتدال است . اين احاديث را به چهار دسته مى توان تقسيم كرد :
الف ـ ستايش ترك تعمّق در صفات خدا
دسته اوّل ، احاديثى اند كه در توصيف راسخان در علم ، ترك تعمّقِ آنان در صفات خدا ، بلكه در همه مسائل غيبى را مى ستايند ، مانند : فَمَدَحَ اللّهُ تَعالَى اعتِرافَهُم بِالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لَم يُحيطوا بِهِ عِلما ، و سَمّى تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ فيما لَم يُكَلِّفهُمُ البَحثَ عَن كُنهِهِ رُسوخا . [٣]
[١] كتاب العين : ص ٥٧٩ مادّه «عمق» . [٢] لسان العرب : ج ١٠ ص ٢٧١ مادّه «عمق» ، النهاية : ج ٣ ص ٢٩٩ مادّه «عمق» . [٣] ر . ك : ص ٣٦٢ ح٢٦٢ .