دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧
٢٢٨.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از اسماعيل بن فضل ـ :از امام صادق عليه السلام پرسيدم : آيا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در قيامت ديده مى شود؟ فرمود : «خداوند ، بس منزّه تر و برتر از آن است كه ديده شود . اى پسر فضل! ديدگان ، تنها چيزهايى را مى بينند كه داراى رنگ و چگونگى باشد ، و خداوند ، خود ، آفريننده رنگ ها و چگونگى است» .
٢٢٩.امام رضا عليه السلام : افكار دل ها بزرگ تر از نگاه هاى چشم هاست . خدا را افكار نيز درك نمى كنند ؛ امّا او افكار را درك مى كند .
٢٣٠.الكافى ـ به نقل از احمد بن اسحاق ـ :به امام هادى عليه السلام نامه نوشتم و از رؤيت [خداوند] و اختلاف نظر مردم در اين باره ، سؤال كردم . ايشان در پاسخ نوشت : «تا زمانى كه ميان بيننده و شى ء مرئى ، هوايى (/ فاصله اى) كه نگاه از آن عبور كند ، وجود نداشته باشد ، رؤيتْ امكان پذير نيست . پس ، هر گاه ميان بيننده و شى ء مرئى ، هوا نباشد ، رؤيتى هم نخواهد بود و در اين ، مشابهت است ؛[١] زيرا بيننده هر گاه با شى ء مرئى ، در سببى كه موجب رؤيت ميان آن دو مى شود[٢] ، يكسان باشد ، مشابهت لازم مى آيد[٣] و اين ، همان تشبيه است ؛[٤] چرا كه سبب ها بايد به مسبّب ها متّصل باشند» .[٥]
[١] يعنى: در وجود هوا ميان رائى و مرئى؛ يعنى آن دو در احتياج به واسطه (يعنى همان هوا و واقع شدنشان) شبيه هم هستند. [٢] يعنى : هوا و واقع شدن هريك از رائى و مرئى در طرف . [٣] لازم مى آيد كه مرئى ، شبيه رائى باشد . [٤] تشبيه حق به خلق . [٥] حاصل گفتار امام عليه السلام ، قياسى استثنايى براى اثبات ممتنع (غير ممكن) بودن رؤيت خداوند است ، بدين گونه كه اگر خداوند متعال ، مرئى باشد ، لاجرم ، ميان او و رائى ، هوا و نور خواهد بود ؛ زيرا وجود اين دو از شروط رؤيت است و بدون آنها رؤيت تحقّق نمى پذيرد . امّا تالىِ باطل است ، چون اگر درست باشد ، موجب تشابه مى شود ؛ يعنى تشابه مرئى با رائى در اين كه هريك از آنها مرئى هستند ، چون متشارك و متساوى هستند ، در سبب ، موجب رؤيت آن است و آن ، عبارت است از وقوع هريك از آنها در جهت و حيّز و وجود هوا و نور ميان آن دو ، و در اين ، تشبيه خداوند به رائى است در جسميت و احتياج به حيّز . و چون تالى باطل شد ، پس مقدّم نيز ـ كه مرئى بودن حق تعالى باشد ـ باطل است .