دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧
به علاوه ، جمله مورد بحث ، حديث باشد يا نباشد ، قطعا مقصودِ كسانى كه به آن استناد كرده اند ، تكثّرگرايىِ (پلوراليسم) دينى ـ كه برخى در عصر ما مطرح مى كنند ـ نيست ؛ بلكه مقصود ، اين است كه راه هاى فرعىِ متّصل به شاه راه اصلى دين ـ كه صراط مستقيم ناميده مى شود ـ فراوان است و هر كس مى تواند از راهى كه متناسب با ظرفيت و استعداد اوست ، به اين شاه راه دست يابد . علّامه مجلسى ، در اين باره مى گويد : فهم مردمان و خِرَدهاى ايشان در پذيرش مراتب عرفان و كسب اطمينان (از نظر مقدار و چگونگى ، شدّت و ضعف ، كُندى و تندى ، حالت و علم ، و كشف و عيان) ، متفاوت است ، اگر چه اصل معرفت ، فطرى است ، به بداهت و يا با كوچك ترين توجّه حاصل مى شود، امّا هر كس را راهى است كه خداى عز و جل او را از آن راه هدايت مى كند ، اگر فرد ، قابل هدايت باشد . و راه هاى به سوى خدا به اندازه مردمان است و اينان ، مراتبى نزد خدا دارند و «خداوند ، كسانى از شما را كه گرويده اند و آنان را كه دانش يافته اند ، درجاتى چند ، بالا مى برد» [١] . [٢] ملّا احمد نراقى نيز در تبيين اين سخن با زبان شعر مى گويد : اين چنين فرمود آن آگاه حقشد برابر با نَفَس ها راه حق راه حق باشد مقابل ، آشكاربا نَفَس هاى خلايق در شمار راه ها بسيار و مقصدها يكى استاختلاف راه ، ليكن اندكى است چون درخت و شاخ هاى بى شماريا چو رودى نهرها از هر كنار هم يكى باشد ره حق ، هم هزارمعنى آن را بفهم ، اى هوشيار ! [٣]
[١] مجادله : آيه ١١ . [٢] بحار الأنوار : ج ٦٧ ص ١٣٧ . [٣] مثنوى طاقديس : ص ٢٠٦ .