دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣
٣ / ٣
اَنَس بن حارث
او اَنَس بن حارث بن نُبَيه بن كاهل بن عمرو بن صَعْب بن اسد بن خُزَيمه اسدى كاهِلى است كه به صورت هاى گوناگون ، از وى نام برده شده است : اَنَس بن حارث ، اَنَس بن حارث كاهِلى، اَنَس بن كاهل اسدى [١] ، اَنَس بن هزله و مالك بن اَنَس كاهِلى . اَنَس بن حارث ، يكى از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امام حسين عليه السلام به شمار مى رفته است . وى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده كه با اشاره به امام حسين عليه السلام فرمود : اين پسرم [حسين عليه السلام ]، در سرزمينى به نام كربلا ، كشته مى شود . هر كس از شما آن جا بود ، حتما به او كمك كند . و در ادامه همين نقل ، آمده است : اَنَس بن حارث ، به سوى كربلا رفت و در كنار حسين عليه السلام ، كشته شد . [٢] ليكن در گزارش بَلاذُرى ، آمده است كه او ، مانند عبيد اللّه بن حُرّ جُعْفى ، از كوفه خارج شد و قصدش اين بود كه نه با امام عليه السلام همراهى كند و نه با ابن زياد . هنگام ديدار امام عليه السلام نيز به ايشان گفت : به خداوند سوگند ، از كوفه بيرون نيامدم ، جز اين كه جنگ با تو يا همراهى با تو را خوش نداشتم ؛ ولى خداوند ، در دلم انداخت كه تو را يارى كنم و به من جرئت داد كه با تو همراه شوم . گفتنى است كه با توجّه به اين كه اَنَس بن حارث ، راوىِ حديثى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، شهادت امام حسين عليه السلام را پيشگويى كرده [٣] و اين گزارش بَلاذُرى در ساير منابع نيامده است، درستى اين گزارش ، بعيد به نظر مى رسد ؛ بلكه مى توان گفت : احتمالاً ، وى همان كسى است كه به دليل شنيدن پيشگويى ياد شده ، سال ها پيش از واقعه كربلا ، در اين منطقه اقامت گُزيد تا به فيض شهادت با سيّد الشهدا عليه السلام نائل آيد . [٤] در زيارت هاى «رجبيّه» و «ناحيه مقدّسه» از اَنَس، چنين ياد شده : سلام بر اَنَس بن كاهِل اسدى !
[١] ر. ك: ج ١٢ ص ١٢٣ ح ٣٢٨٠ وص ٢٦١ ح ٣٣٣١ .[٢] ر . ك : ج ٣ ص ٢٢٥ (بخش ششم / فصل دوم / دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از امّت خويش براى يارى او)[٣] ر .ك : ج ٣ ص ٢٢٥ (بخش ششم / فصل دوم / دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از امّت خويش براى يارى او).[٤] الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : كه در آن ، به نقل از عربان بن هيثم ، آمده است : «پدرم به صحرا مى رفت و در منطقه اى منزل مى كرد كه جنگ حسين عليه السلام در آن جا رخ داد . ما هر وقت وارد آن جا مى شديم ، مردى اسدى را مى ديديم كه در آن جا مقيم شده است . پدرم به او گفت : مى بينم كه اين جا اقامت كرده اى ؟ او گفت : به من خبر رسيده كه حسين عليه السلام ، در اين جا كشته مى شود . من آمده ام تا با او باشم و با او كُشته شوم . وقتى حسين عليه السلام كشته شد ، پدرم گفت : برويم و ببينيم آيا آن مرد اسدى ، ميان كشتگان هست يا نه ؟ به آوردگاه آمديم و گشتيم . ديديم كه او جزو كشته هاست» .