دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١
١٦٦٢.مثير الأحزان : [ هنگام ] نماز ظهر ، فرا رسيد . حسين عليه السلام ، به زُهَير بن قَين و سعيد بن عبد اللّه حنفى فرمان داد كه با نيمى از بازماندگان ، جلوى او بِايستند و پس از آن كه از دشمن خواست كه اندكى جنگ را براى اداى نماز ، متوقّف كنند ، با آنان ، نماز خوف گزارد . ابن حُصَين گفت: آن [ نماز ] ، از تو پذيرفته نمى شود ! حبيب بن مُظاهر گفت: از خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و يارانشان ، پذيرفته نمى شود و از تو ـ اى شرابخوار ـ ، پذيرفته مى شود؟! نيز گفته شده است: حسين عليه السلام و يارانش ، نماز را با اشاره و فُرادا خواندند و زُهَير ، به شدّت جنگيد تا كشته شد.
١٦٦٣.الإرشاد: جنگ ، بالا گرفت و شديد شد و كشتگان و زخميان در ياران ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام ، فراوان شدند ، تا آن كه ظهر شد و حسين عليه السلام با يارانش، نماز خوف گزارد. [١]
[١] در معالى السبطين آمده است : چون ظهر عاشورا شد ، امام عليه السلام نماز ظهر را به هر گونه اى كه بود ، ادا كرد ؛ ولى نماز عصر را نتوانست . پس نمازى گزارد كه نه كسى پيش از او به جاى آورده بود و نه پس از او به جا مى آورد : وضوى آن نماز ، از خون پيشانى اش ، و ركوع آن ، هنگامى بود كه بر كوهه زين ، خم شد و تير را بيرون آورد ، و سجده اش ، آن دَم بود كه بر زمين افتاد ، ولى نتوانست پيشانى اش را بر زمين بگذارد ـ چون سنگ بر آن خورده بود ـ ، پس سمت راست صورتش را بر زمين نهاد ، و تشهّدش نيز آن هنگام بود كه بر دو زانو نشست و تير را از گلوى خويش بيرون كشيد .