دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٩
{٠ [ سرِ ] زرهپوشان را با شمشيرم مى پرانَم و رقيب را هنگام مارپيچ رفتن ، رها مى كنم ٠} {٠ همانند شكار كردن كفتارِ لرزان و لغزان هر كس را كه ببينى ، در جلو راهم ايستاده است . ٠} و جنگ مدام و جانانه اى كرد تا مسلم ضُبابى و عبد اللّه بَجَلى ، با كمك يكديگر ، او را كُشتند . {-٢-}
٤٦ . غلام تُرك
وى ، برده دانشمندى بود كه توفيق شهادت در ركاب امام حسين عليه السلام را يافت . خوارزمى ، در باره او آورده است : جوان تركى كه قارى قرآن و عربيدان بود ، براى مبارزه به ميدان آمد . او كه از غلامان حسين عليه السلام بود ، نبرد را شروع كرد ، در حالى كه چنين رَجَز مى خواند : [٢] ٠ دريا ، از [ نيزه ] انداختن و [ شمشير ] زدنم ، متلاطم مى شود و فضا ، از تير و تيراندازى ام آكَنْده مى شود . ٠ ٠ زمانى كه شمشيرم در دست راستم ، برق مى زند دل حسود مورد احترام ، مى شكافد . ٠ سپس ، تعدادى را كُشت . او را دوره كردند و به زمينش زدند . حسين عليه السلام به سوى او آمد و گريست و صورتش را بر صورت او گذاشت . او چشمانش را باز كرد و حسين عليه السلام را ديد و لبخندى زد و به سوى پروردگارش ، ره سپار شد . [٣]
[١] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ١٤ ، الفتوح : ج ٥ ص ١٠٥ ؛ المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٤ ص ١٠١ .[٢] {٠البَحرُ مِن طَعنى وضَربى يَصطَلى وَ الجَوُّ مِن سَهمى ونَبلى يَمتَلى ٠} {٠إذا حُسامى فى يَمينى ينجَلى يَنشَقُّ قَلبُ الحاسِدِ المُبَجَّلِ . ٠}[٣] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٤٢ ؛ المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٤ ص ١٠٤ .