دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣
١٧٣١.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : نخستين كسى كه به ميدان نبرد آمد ، غلام عبيد اللّه بن زياد به نام سالم بود . او از صف لشكر ، جدا شد و عبد اللّه بن تميم كَلْبى هم به سوى او بيرون آمد و او را كُشت .
١٧٣٢.مثير الأحزان : نخستين كُشته[ ى لشكر ابن سعد ] ، غلام عبيد اللّه بن زياد ، به نام سالم بود كه از صف لشكر ، خارج شد و عبد اللّه بن عُمَير كَلْبى هم به سوى او بيرون آمد. او قدبلند و چهارشانه بود . حسين عليه السلام به او نگريست و فرمود : «گمان مى كنم كه او كُشنده هماوردان باشد» . او سالم را كُشت و باز مى گشت كه غلام ابن زياد ، به سوى او حمله آورد كه مردم ، [ بر او ] بانگ زدند: «آن مرد ، به تو رسيد !» . عبد اللّه ، به سوى او برگشت و او ضربه اى زد كه با دستش ، خود را حفظ كرد ؛ امّا [ انگشتان ] دستش قطع شد . سپس بر او يورش بُرد و وى را كُشت و در حال بازگشت ، مى گفت : {٠ اگر مرا نمى شناسيد، من فرزند كَلْبم خاندانم ميان عُلَيم ، مرا بس باشند، بس ! ٠} {٠ من ، مردى نيرومند و تيزْزبانم و به گاه سختى، ناتوان نيستم . ٠} {٠ من به تو قول مى دهم ـ اى اُمّ وَهْب ـ كه با نيزه و شمشير ، بر آنان ، حسابى ضربه بزنم . ٠} و در دستش شمشيرى بود كه مرگ ، از هر دو لبه اش آشكار بود كه ابن مُعتز ، آن را در اين شعرش توصيف كرده است: {٠ و مرا شمشيرى است كه مرگ ها در آن پنهان است و جز براى ريختن خون ها ، بر كشيده نمى شود . ٠} {٠ بالاىِ هر دو سوى شمشيرش را مى بينى كه به سان باقى مانده ابرى سبُك [ و نازك ] ، به آسمان مى رود . ٠}
٣ / ٢٢
عبد اللّه و عبد الرحمان غِفارى
در نام اين دو ، اختلافى نيست؛ امّا در نسب آنها اختلاف است . نام آنها به صورت هاى : عبد اللّه و عبد الرحمان ، فرزندان عَزره غِفارى ، عبد اللّه و عبد الرحمان ، فرزندان قيس بن ابى غَرزة ، عبد اللّه و عبد الرحمان ، فرزندان قيس بن ابى عُروه، و عبدالرحمان و عبداللّه ، فرزندان عُروه ، و عبداللّه و عبد الرحمان غِفارى، فرزندان عُروه حَراق ، آمده است . آن دو ، از ياران امام حسين عليه السلام بودند كه در شرايط سخت نبرد و هجوم همه جانبه دشمن ، نزد امام عليه السلام آمدند و گفتند : اى ابا عبد اللّه ! سلام بر تو باد ! دشمن ، ما را به تو چسبانده [ و حلقه محاصره را تنگ كرده ] است . ما دوست داريم كه پيشِ رويت ، كُشته شويم و از تو محافظت و دفاع كنيم . امام عليه السلام فرمود : «آفرين بر شما ! نزديك من بياييد» . آن دو ، به امام عليه السلام نزديك شدند و به نبرد پرداختند . از يكى از اين دو برادر ، رَجَزى نقل شده است . در مقتل الحسين خوارزمى ، [١] جريان رفتن اين دو به ميدان، همانند نقل طبرى [٢] در باره برادران جابرى است . نام اين دو ، در زيارت هاى «ناحيه» و «رجبيّه» ، اين چنين آمده است : سلام بر عبد اللّه و عبد الرحمان ، غِفارى دو پسر عروة بن حَراق غِفارى ! ابن اَعثَم ، خوارزمى و ابن شهرآشوب ، قُرّة بن ابى قُرّه غِفارى را از شهداى كربلا شمرده و رَجَزى هم از او نقل كرده اند. اين رَجَز ، شبيه رَجَزى است كه از دو جوان غِفارى نقل شده است . لذا احتمال يكى بودن آنها ، وجود دارد . [٣] در الفتوح مى خوانيم : آن گاه ، پس از يحيى بن سُلَيم مازِنى ، قُرّة بن ابى قرّه غِفارى به ميدان آمد ، در حالى كه مى سرود : ٠ فرزندان بنى غِفار و بنى خِندِف و نيز بنى نِزار ، بى گمان مى دانند ٠ ٠ كه من در گَرد و غبارها ، شيرم و گروه تبهكاران را [ با شمشير ] مى زنم ؛ ٠ ٠ با تمام شمشير بُرنده زدنى و كُشتنى در دفاع از نيكوزادگان ؛ ٠ ٠ آنان كه از خانواده پيامبر صلى الله عليه و آله و سَروران نيكوكارند . ٠ آن گاه ، حمله بُرد و جنگيد تا كشته شد .
[١] حقّق كتاب تسلية المجالس ، متن اصلى كتاب را ـ كه مشابه عبارت طبرى بوده ـ ، تغيير داده و آن را شبيه متن خوارزمى كرده است ![٢] ر . ك : ص ٢١٩ (جابريان) .[٣] بعضى ، او را همان عثمان بن فَروه غِفارى دانسته اند ؛ همو كه در «زيارت رجبيّه» نيز از او ياد شده است . امّا برخى ديگر ، او را جداگانه ذكر كرده اند .