دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٩
٣٧٤٣.كامل الزيارات ـ به نقل از شهاب بن عبدِ رَبِّه ، از امام صادق عل: چون حسين بن على عليه السلام از گردنه بَطْن بالا رفت ، به يارانش فرمود : «من ، خود را جز كشته شده نمى بينم» . گفتند : از چه رو ، اى ابا عبد اللّه ؟! فرمود : «به دليل خوابى كه ديده ام» . گفتند : آن چيست ؟ فرمود : «سگ هايى را ديدم كه مرا گاز مى گيرند و سخت ترينِ آنها بر من ، سگ پيسه اى بود» .
د ـ رؤياى امام عليه السلام ، قبل از روز عاشورا
٣٧٤٤.تاريخ الطبرى : عمر بن سعد ، بانگ سر داد : اى سواران خدا ! سوار شويد . بشارتتان باد ! خود نيز با آنان ، سوار شد و پس از نماز عصر ، به سوى آنان (سپاه حسين عليه السلام ) تاخت . حسين عليه السلام جلو خيمه اش نشسته بود و [انحناى ]شمشيرش را به دور پاهايش حلقه كرده بود كه خوابش بُرد و سرش بر زانوهايش ، خم شد . در اين هنگام ، شيون خواهرش زينب عليهاالسلام را شنيد كه به برادرش نزديك مى شد و گفت : برادرم ! آيا صداها را نمى شنوى كه نزديك شده اند ؟ حسين عليه السلام سرش را بلند كرد و فرمود : «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه به من فرمود : تو به سوى ما مى آيى » . پس خواهرش بر صورت خود زد و گفت : واى بر ما ! حسين عليه السلام فرمود : «خواهر عزيزم ! واى بر شما نيست . آرام باش ، [خداى ]رحمان، تو را رحمت كند!» .