دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧
٣٤٥٥.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از محمّد بن زياد و محمّد بن سيّار، از ام: مردى نزد [پدرم امام] رضا عليه السلام آمد و به او گفت : اى فرزند پيامبر خدا! اين سخن خداوند عز و جل را كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ؛ ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» ، برايم تفسير كن . فرمود : «پدرم ، از جدّش ، از باقر ، از زين العابدين ، از پدرش [امام حسين عليهم السلام ]نقل كرد كه: مردى نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد و همين سؤال را كرد . ايشان فرمود : « «ستايش ، ويژه خداست» ؛ يعنى آن كه خداوند ، برخى از نعمت هايش را به اجمال به بندگانش معرّفى نمود ؛ زيرا بندگان ، توانايىِ شناخت همه آنها را به تفصيل ندارند ، چون بيشتر از آن اند كه به شمار در آيند و يا شناخته شوند . پس به بندگانش فرمود ، بگوييد : «ستايش ، ويژه خداست» ، به جهت نعمت هايى كه بر ما بخشيده است ؛ «پروردگارِ جهانيان» كه همه گونه هاى مخلوقات ، از جمادات و حيوانات را در بر مى گيرد . امّا حيوانات را در قبضه قدرت خويش مى چرخانَد و از روزى خويش به آنها مى خورانَد ، در سايه حمايتش حفظ كرده، هر يك را به مصلحت خويش، تدبير مى كند . و امّا جمادات را با قدرت خويش ، نگاه مى دارد و مانع گسستگى جمادات به هم پيوسته و نيز به هم چسبيدن گسسته ها مى شود و آسمان را از افتادن بر زمين ، جز به اذن خويش ، نگاه مى دارد ، و زمين را از فرو رفتن در خود، جز به فرمان خويش، نگاه مى دارد، كه او با بندگانش رئوف و مهربان است» . همچنين فرمود : « «پروردگارِ جهانيان» ، يعنى مالك و خالق جهانيان و سوق دهنده روزى هايشان به سوى ايشان است، از جايى كه مى دانند و از جايى كه نمى دانند و روزى ، قسمت شده است و بدون توجّه به كردار انسان ، مى آيد . نه پرواى پرهيزگار ، آن را افزون مى كند ، نه فسق و فجور فاجر ، آن را كاهش مى دهد. ميان روزى و صاحب روزى، پرده اى است كه به دنبال او مى رود. اگر هر يك از شما از روزى اش بگريزد ، باز، او را مى جويد، همان گونه كه مرگ، او را مى جويد . خداوند بزرگ بِشْكوه مى فرمايد : بگوييد : «ستايش ، ويژه خداست» ، به جهت نعمت هايى كه به ما بخشيده و ما را پيش از پيدايى مان ، در كتاب هاى نخستين ، به نيكى ياد كرده است . بنا بر اين ، بر محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان و پيروان خاندانش لازم است كه خدا را بر فضيلتى كه به ايشان بخشيده ، سپاس بگزارند و اين ، همان گفته پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه فرمود : چون خداوند عز و جل ، موسى بن عمران عليه السلام را بر انگيخت و با او راز گفت و دريا را برايش شكافت و بنى اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به او عطا نمود ، جايگاهش را نزد خداى عز و جل ديد و گفت : پروردگارا! مرا با كرامتى بزرگ داشتى كه هيچ كس را پيش از من ، بدان بزرگ نداشتى . خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه محمّد ، نزد من از همه فرشتگان و همه مخلوقاتم برتر است ؟ . موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! اگر محمّد صلى الله عليه و آله نزد تو از همه آفريدگانت برتر است ، آيا در ميان خاندان پيامبران ، كريم تر از خاندان من هست ؟ خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه برترىِ خاندان محمّد بر همه خاندان هاى پيامبران ، مانند برترى محمّد بر همه فرستادگان است ؟ . موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! اگر خاندان محمّد چنين اند ، آيا در ميان امّت هاى پيامبران ، امّت من نزد تو برتر از همه نيست ؟ ابر را برايشان سايه كردى و ترنگبين [١] وبِلدرچين برايشان فرو فرستادى و دريا را برايشان شكافتى . خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : اى موسى ! آيا نمى دانى كه برترى امّت محمّد بر همه امّت ها ، مانند برترى خود او بر همه آفريدگانم است ؟ . موسى عليه السلام گفت : پروردگارا ! كاش آنها را مى ديدم . پس خداى عز و جل به او وحى كرد : اى موسى ! آنها را هرگز نخواهى ديد و اكنون، هنگام پيدايىِ آنان نيست ؛ امّا به زودى آنها را در بهشت ها ، باغ هاى عَدْن و فردوس و در حضور محمّد مى بينى كه در نعمت هاى بهشت مى چرخند و در نيكى هايشان خوش اند . آيا دوست دارى كه سخن آنان را به تو بشنوانَم؟ . گفت : آرى ، اى خداى من ! خداى بزرگ بِشْكوه فرمود : در پيشگاه من ، بِايست و مانند بنده اى ذليل در برابر فرمان روايى جليل ، كمر به ميان ببند . پس موسى عليه السلام چنين كرد و پروردگار ما عز و جل ندا داد : اى امّت محمّد ! . همه آنان كه در پشتِ پدرانشان و رَحِم هاى مادرانشان بودند ، پاسخ گفتند : «بله! خداوندا، بله! بله! تو شريكى ندارى. بله! ستايش، از آنِ توست، و نعمت و سلطنت براى تو! تو شريكى ندارى». [٢] خداوند عز و جل نيز اين پاسخ را شعار حج گزاران، قرار داد . سپس پروردگار ما عز و جل ندا داد : اى امّت محمّد ! حكم من بر شما اين است كه رحمتم ، از خشمم پيشى گرفته است و عفوم ، قبل از كيفرم است . من پيش از آن كه مرا بخوانيد ، شما را اجابت مى گويم و پيش از آن كه از من بخواهيد ، به شما عطا مى كنم . هر كس از شما كه مرا با شهادتين (گواهى به توحيد و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله ) و راستىِ گفتار و درستىِ رفتار ديدار كند و گواهى دهد كه على بن ابى طالب ، برادر و وصىّ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و ولىّ اوست و به فرمانش ملتزم باشد ، همان گونه كه به فرمان محمّد، ملتزم است و اولياى برگزيده پاك و پاكيزه اش را اولياى خود گيرد ؛ كسانى كه از شگفتى هاى آيات الهى خ��ر مى دهند و نشانه هاى حجّت خدا پس از آن دو (محمّد و على) هستند ، به بهشتش در مى آورم ... » . [همچنين امام حسين عليه السلام ] مى فرمايد : «چون خداى عز و جل ، پيامبرمان محمّد صلى الله عليه و آله را بر انگيخت ، فرمود : اى محمّد! «تو در كنار [كوه] طور نبودى كه ما» امّتت را به اين گونه بابركت «ندا داديم» . سپس ، خدا به محمّد صلى الله عليه و آله فرمود : بگو : «ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» ، بر اين فضيلت ويژه كه به من ارزانى داشت ؛ و پيامبر صلى الله عليه و آله به امّتش فرمود : شما هم بگوييد : «ستايش ، ويژه پروردگار جهانيان است» به اين جهت كه اين فضيلت ها را به ما اختصاص داده است » .
[١] ترنگبين : شيرابه هاى گياه خارشتر كه شيرين و مُليّن است .[٢] اين ، همان ذكر حاجيان به هنگام احرام است و معنايش نوعى اعلانِ آمادگى براى اجراى فرمان خدا و حمد و نعمت را ويژه خدا دانستن و يكتايى او را به زبان آوردن است .