دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩
٣ / ٦
نتيجه آگاهى از قَدَر
٣٥٠٢.التوحيد ـ به نقل از عمرو بن جُمَيع ، از امام صادق عليه ال: پدرم [امام باقر عليه السلام ] از جدّش [امام زين العابدين عليه السلام ]، در باره جدّش [امام على عليه السلام ] برايم نقل كرد كه: حسين بن على عليه السلام بر معاويه در آمد . معاويه به او گفت : چه چيز ، پدرت [على] را وا داشت كه بصريان را بكُشد و شبِ همان روز ، با دو جامه معمولى ، در خيابان ها و كوچه هايشان بچرخد ؟ فرمود : «علمش به اين كه در آنچه بايد به او برسد ، خطا نمى رود و آنچه خطا رفته، نبايد مى رسيده است ، او را به اين كار [شجاعانه] وا داشت» . معاويه گفت : راست گفتى .
٣٥٠٣.الأخبار الطِوال : حسين عليه السلام از بَطنُ الرُّمّه [١] حركت كرد . عبد اللّه بن مطيع ـ كه از عراق بازمى گشت ـ او را ديد . بر ايشان سلام داد و گفت : پدر و مادرم فدايت باد ، اى فرزند پيامبر خدا! چه چيز ، تو را از حرم خدا (مكّه) و حرم جدّت (مدينه) بيرون آورده است ؟ حسين عليه السلام فرمود : «كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته اند كه به اميد زنده كردن نشانه هاى حق و ميراندن بدعت ها ، بر آنان در آيم» . ابن مطيع به او گفت : تو را به خدا سوگند مى دهم كه به كوفه نروى كه ـ به خدا سوگند ـ ، اگر به آن جا بروى ، بى ترديد ، تو را مى كُشند . امام حسين عليه السلام فرمود : « «به ما چيزى نمى رسد ، جز آنچه خدا براى ما نوشته است» » . سپس با او خداحافظى كرد و رفت .
[١] بطن الرُّمّه ، درّه اى معروف در بالاى صحراى نجد ، در شمال شرقى عربستان است (ر. ك: نقشه شماره ٣ در پايان جلد ٥).