دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٧
٣٥٦٩.نُزهة الناظر : مُنذر بن جارود ، خشمگينانه از كنار حسين عليه السلام گذشت . حسين عليه السلام فرمود : «نمى دانيم كه چرا مردم ، از ما ناراحت اند ؟! ما، خانه رحمت ، درخت نبوّت و معدن علم هستيم» .
٣٥٧٠.أنساب الأشراف ـ به نقل از ابو حورا سعدى ـ: به حسين بن على عليه السلام گفتم : از پيامبر خدا ، چه به ياد دارى ؟ [١] فرمود : «از خرماهاى زكات، براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آوردند . خرمايى از آنها برداشتم و خواستم آن را بجَوَم كه آن را از دهانم گرفت و در ميان خرماها انداخت و فرمود : زكات ، بر خاندان محمّد ، حلال نيست » .
٣٥٧١.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ربيعة بن شيبان ـ: به حسين بن على عليه السلام گفتم : از پيامبر خدا، چه به ياد دارى ؟ فرمود : «به اتاق [نگهدارى اموال] در آمدم و خرمايى برداشتم و در دهانم گذاشتم تا بجَوَم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن را بينداز كه زكات ، بر ما حلال نيست » .
٣٥٧٢.تأويل الآيات الظاهرة ـ به نقل از ابويحيى صنعانى ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : پدرم (امام باقر عليه السلام ) به من فرمود : على بن ابى طالب عليه السلام سوره قدر را خواند و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نزدش بودند . حسين عليه السلام به ايشان گفت : پدرجان ! [شنيدن ]اين سوره از دهان تو، بسيار شيرين است . على عليه السلام به او فرمود : «اى پسر پيامبر خدا و پسر من ! من ، چيزى در باره آن مى دانم كه تو نمى دانى . هنگامى كه اين سوره نازل شد ، جدّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سوى من فرستاد و آن را بر من خواند . سپس بر شانه راستم زد و فرمود : اى برادر و وصىّ من ، و ولىّ امّتم پس از من ، و دشمنِ دشمنان من تا روزى كه برانگيخته مى شوند ! اين سوره ، بعد از من ، براى توست و بعد از تو هم براى فرزندان توست . برادرم جبرئيل عليه السلام ، از ميان فرشتگان ، حوادث امّتم را در هر سال برايم مى گفت و مانند اخبار نبوّت، براى تو نيز مى گويد ، و براى آن [سوره] ، نورى تابان در دل تو و دل اوصياى توست ، تا طلوع سپيده [دولت] قائم » .
[١] امام حسين عليه السلام خُردسال بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله درگذشت.