دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧
٣٧١٢.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق علي: پدرم [امام باقر عليه السلام ]از پدرش [امام زين العابدين عليه السلام ]برايم نقل كرد كه : ... سپس ، حسين عليه السلام برجَست و بر شمشيرش تكيه داد و با صدايى بلند ، بانگ زد و فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مرا مى شناسيد ؟». گفتند : آرى . تو فرزند پيامبر خدا و نوه اويى . فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه جدّم پيامبر خداست ؟» . گفتند : به خدا ، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه مادرم فاطمه ، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله است ؟» . گفتند : به خدا ، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه پدرم على بن ابى طالب عليه السلام است ؟» . گفتند : به خدا ، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه مادربزرگم خديجه دختر خُوَيلِد ، نخستين زن مسلمان اين امّت است ؟» . گفتند : به خدا ، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه سيّد الشهدا، حمزه ، عموى پدرم است ؟» . گفتند : به خدا، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه جعفر ، پرواز كننده در بهشت ، عموى من است ؟» . گفتند : به خدا، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه اين، شمشيرِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه بر گردنم آويخته ام ؟» . گفتند : به خدا، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه اين عمامه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است كه به سر كرده ام ؟» . گفتند : به خدا ، چرا ! فرمود : «شما را به خدا سوگند مى دهم ، آيا مى دانيد كه على ، پيش تر از همه اسلام آورد و علمش از همه بيشتر و بردبارى اش از همه فزون تر است ، و اوست ولىّ هر مرد و زن مسلمانى ؟» . گفتند : به خدا، چرا ! فرمود : «پس به چه علّت ، خونم را حلال مى شِمُريد ، در حالى كه پدرم فردا [ى قيامت]، كسانى را كه چون شترِ تشنه هجوم آورده اند ، از كنار حوض [ ِ كوثر ]مى راند و روز قيامت ، دَرَفش ستايش (لِواءُ الحمد) در دست جدّم است؟» . گفتند : همه اينها را مى دانيم ؛ ولى تو را رها نمى كنيم تا تشنه كام ، مرگ را بچشى . حسين عليه السلام كه آن روز پنجاه و هفت ساله بود ، مَحاسنش را گرفت و فرمود : «خشم خدا ، آن هنگام بر يهود سخت شد كه گفتند : عُزَير ، پسر خداست . خشم خدا ، آن هنگام بر مسيحيان سخت شد كه گفتند : مسيح ، پسر خداست . خشم خدا ، آن هنگام بر مَجوسيان سخت شد كه آتش را به جاى خدا پرستيدند . خشم خدا ، بر قومى كه پيامبرشان را كُشتند، سخت شد. خشم خدا بر اين گروه كه اراده قتل پسر پيامبرتان را دارند ، سخت شده است» .