دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩
٣٤٧٥.تفسير العيّاشى ـ به نقل از يزيد بن رويان ـ: نافع بن اَزرَق ، [١] وارد مسجد الحرام شد . حسين بن على عليه السلام با عبد اللّه بن عبّاس در حجر [اسماعيل] نشسته بودند . كنار آنان نشست و گفت : اى ابن عبّاس ! خدايى را كه مى پرستى ، برايم توصيف كن . ابن عبّاس ، مدّتى دراز در باره گفته ابن اَرزَق به فكر فرو رفت . پس حسين عليه السلام به او فرمود : «اى ابن اَرزَق ! اى فرو رفته در گم راهى و افتاده در نادانى! به سوى من بيا ، تا از آنچه پرسيدى ، به تو پاسخ دهم» . گفت : از تو نپرسيدم تا پاسخم را بدهى ! ابن عبّاس به او گفت : خاموش باش و از زاده پيامبر خدا بپرس كه او از خاندان نبوّت و معدن حكمت است . نافع به حسين عليه السلام گفت : [خدا را] برايم توصيف كن . فرمود : «او را همان گونه توصيف مى كنم كه خود را توصيف كرده است و همان گونه مى شناسانَم كه خود را شناسانده است . با حواس ، درك و با مردم ، سنجيده نمى شود . نزديك است ، امّا نه چسبيده ، و دور است ، امّا در دسترس است . يگانه جزءناپذير است . خدايى جز او ـ كه بزرگ والاست ـ نيست» . ابن اَزرَق ، سخت گريست . حسين عليه السلام به او فرمود : «چه باعث گريه ات شد ؟» . گفت : از توصيف خوبت گريستم . حسين عليه السلام فرمود : «اى پسرِ اَزرَق ! به من رسيده كه تو، پدر و برادرم و مرا تكفير مى كنى؟» . نافع گفت : اگر چه چنين مى گفتم ؛ [امّا الآن مى گويم] شما فرمان روايانِ اسلام و نشانه هاى آنيد . چون ديگران را به جاى شما نهادند ، ما نيز چنين پنداشتيم . حسين عليه السلام به او فرمود : «اى پسر ازرق ! از تو سؤالى مى پرسم . به من در باره اين گفته خداى يگانه پاسخ ده كه فرمود : «و امّا ديوار ، از آنِ دو پسر يتيم در شهر بود كه زير آن، گنجى داشتند» تا آن جا كه مى فرمايد : «گنج آن دو» . [خداوند ، ]گنج آن دو را براى چه كسى حفظ كرد ؟» . ابن ازرق گفت : براى پدرشان [كه فرد خوبى بود] . حسين عليه السلام فرمود : «كدام يك برترند ؟ پدر آن دو يا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه عليهاالسلام ؟ ابن ازرق گفت : نه ؛ بلكه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه دختر پيامبر خدا [برترند] . فرمود : « [قريش ، در كار ما] حرمت اين دو را نيز نپاييدند تا آن جا كه ما را كافر دانستند» . ابن اَزرَق، برخاست و لباسش را تكانْد و سپس گفت : اى قريشيان ! خدا ، از شما خبر داده است كه قومى ستيزه جوى هستيد .
[١] نافع بن اَزرَق ، از سران خوارج و همنشين ابن عبّاس در مكّه بود و از او سؤال هايى در باره توهّمات خود ، مبنى بر اختلاف برخى آيات قرآن مى پرسيد.