دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣
٣٧٣٦.الملهوف : امام حسين عليه السلام ، در پاسخ به محمّد بن حنفيه ، چون به ايشان گفت كه به سوى عراق نرود، فرمود: «پس از آن كه از تو جدا شدم ، [در خواب،] پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزدم آمد و فرمود : اى حسين ! بيرون برو كه خداوند ، خواسته است تو را كشته ببيند » . محمّد بن حنفيه ، [استرجاع كرد و] گفت : «ما از خداييم و به سوى او باز مى گرديم» . پس اكنون كه مى دانى چنين مى شود ، مقصود از همراه بردن اين زنان چيست ؟ حسين عليه السلام به او فرمود : «پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود : خداوند ، خواسته كه آنها را هم اسير ببيند » و بر او سلام داد و رفت .
٣٧٣٧.اُسد الغابة : [امام حسين عليه السلام ] از مدينه به سوى مكّه حركت كرد كه نامه هاى كوفيان در مكّه به او رسيد . آماده حركت شد كه گروهى ، از جمله برادرش محمّد بن حنفيه ، ابن عمر ، ابن عبّاس و ديگران ، او را باز داشتند . حسين عليه السلام فرمود : «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم و به من فرمانى داد كه بِدان، عمل مى كنم» .