دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٣
فصل سيزدهم : سخنان امام درباره وفادارى يارانش
١٣ / ١
وفادارى ياران امام عليه السلام
٣٧٢٩.مقاتل الطالبيّين ـ به نقل از عُتبَة بن سَمعان كَلْبى ـ: امام حسين عليه السلام ميان يارانش به سخن گفتن ايستاد و فرمود : «بار خدايا! تو مى دانى كه من ، نه يارانى بهتر از ياران خود مى شناسم و نه خاندانى بهتر از خاندان خود . خداوند به شما جزاى خير دهد كه يارى و همكارى كرديد . اين قوم ، جز مرا نمى خواهند و اگر مرا بكُشند، كسى جز مرا نمى جويند . چون شب شما را فرا گرفت، در سياهىِ آن ، پراكنده شويد و خود را نجات دهيد» . عبّاس بن على عليه السلام ، برادرش و على اكبر، فرزندش و فرزندان عقيل به پا خاستند و گفتند : پناه بر خدا، در اين ماه حرام ! چون باز گشتيم ، به مردم، چه بگوييم ؟ [بگوييم : ]ما سَرورمان و فرزند سَرورمان و تكيه گاهمان را رها كرديم و او را هدف تيرها و حلقه اى براى پرتاب نيزه ها و قربانى اى براى درندگان ساختيم و از سرِ رغبت به دنيا گريختيم؟! پناه بر خدا! بلكه ما با تو زنده ايم و با تو مى ميريم. امام ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ گريست و آنان هم با او گريستند و سپس از خداوند ، براى آنها، پاداش نيكو طلب كرد و نشست .