دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٧
٢ / ٢
عامل خوارى امّت
٣٥٤٢.الإرشاد ـ از امام حسين عليه السلام ـ: به خدا سوگند ، مرا رها نمى كنند تا اين مُشتى خون (اين قلب) را از درونم بيرون بكشند و چون چنين كنند ، خداوند ، كسى را بر ايشان مسلّط مى كند كه چنان خوارشان سازد كه خوارترينِ امّت ها شوند .
٣٥٤٣.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ـ به نقل از يزيد رشك ـ: كسى كه خود با حسين عليه السلام گفتگو كرده بود ، برايم گفت : به حسين عليه السلام گفتم : پدر و مادرم فدايت ، اى فرزند پيامبر خدا! چه چيزْ تو را به اين سرزمين و صحراى خالى از سكنه (كربلا) آورد ؟ فرمود : «اين ، نامه هاى كوفيان به من است و من ، آنها را قاتل خود مى دانم كه چون مرا بكُشند ، هيچ يك از حرمت هاى الهى را وا نمى گذارند ، جز آن كه هتكش كنند . پس خداوند ، كسى را بر ايشان مسلّط مى كند كه چنان خوارشان سازد كه خوارتر از كهنه حيض كنيز شوند» .
٣٥٤٤.تاريخ الطبرى ـ به نقل از حُمَيد بن مسلم ـ: شنيدم كه امام حسين عليه السلام پيش از كشته شدنش مى فرمود : « . . . هان ! به خدا سوگند ، اگر مرا بكشيد ، خداوند ، در ميانتان ترس از يكديگر و خون ريزى مى اندازد و به اين راضى نمى شود تا عذاب دردناكتان را مضاعف كند» .
٣٥٤٥.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ـ در ذكر وقايع عاشورا ـ: سپس ، حسين عليه السلام چون شير خشمناك به آنها يورش بُرد ... و تيرها از هر سو او را در بر گرفته و به گلو و سينه او رسيده بودند . در اين حال، حسين عليه السلام مى فرمود : «اى امّت بد ! پس از پيامبر صلى الله عليه و آله با خاندانش بد كرديد . هان! پس از كشتن من ، ديگر از كشتن هيچ بنده خداى شايسته اى بيم نداريد ؛ بلكه وقتى مرا كشتيد ، كشتن هر كس ديگرى برايتان آسان مى شود . به خدا سوگند ، من اميد دارم كه پروردگارم با خوار كردن شما ، مرا گرامى بدارد و سپس ، از جايى كه نمى دانيد ، از شما انتقام بگيرد » . [در اين جا] حُصَين بن مالك سَكونى فرياد كشيد : اى پسر فاطمه ! خدا با چه چيز از ما انتقام مى گيرد ؟ فرمود : «اختلاف و درگيرى ميان شما مى اندازد و جنگ و خون ريزى ميانتان راه مى افتد و عذاب دردناكش را بر شما فرو مى ريزد» .