معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٨٦
در يك دسته از اين آيات، كه شامل آيه اولى الامر «١» و آيه ولايت «٢» مىشود، علاوه بر جنبههاى مختلف، روى اصل «امامت و ضرورت وجودامام و رهبرى درجامعه اسلامى» تأكيد بيشترى شده است.
و در آيات ديگر، علاوه بر اثبات مسأله امامت با ويژگيهاى آن، بر عصمت و دوربودن امام از هر گونه پليدى و ناپاكى روحى و اخلاقى تاكيد گرديده و معصوم بودن، شرط اساسى و غيرقابل انفكاك امامت اعلان شده است. از جمله اين آيات، آيه «ابتلا» است «٣» كه در آن حضرت ابراهيم (ع) از خدا مىخواهد امامت در دودمان او ادامه يابد.
خداوند نيز امامت را شايسته آن دسته از فرزندان ابراهيم خليل (ع) مىداند كه ظالم نباشند.
مراد از ظالم (همانگونه كه در درس پيش گذشت) مطلق كسانى هستند كه از آنها هر نوع ظلمى سرزده باشد، اعماز اينكه در برههاى از عمرخويش بتپرست و مشركبوده، و يا به گناهان ديگرى آلودگى داشته و بعد توبه كرده باشد، يا اين كه در سراسر عمر خويش با اين پليديها و آلودگيهاى عقيدتى و اخلاقى خوگرفته باشد؛ اين دوگروه، مصداق ظلم در اين آيه بوده، و به هيچ وجه شايسته مقامالهى امامت نخواهندبود. «٤» با توجه به آيههاى تطهير «٥» و تبليغ و اكمال «٦» (و نيز با توجه به شأن نزول آيات) دلالت قرآن بر امامت ائمه (ع) تمام مىشود.
آيه تطهير قرآن كريم در آيه تطهير به الگوهاى كاملِ صاحبِ عصمت تصريح و مصاديق واقعى آن را معرفى كرده است: