معارف دينى

معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٧٢

خلاصه‌ از آنجا كه اسلام آيين فطرت است شايسته است كه انسان در فراگيرى معارف اسلامى از اين ابزار مهم كمال استفاده را ببرد.
اصل نياز به رهبرى در فطرت انسان و بلكه در نهاد پاره‌اى حيوانات نيز نهفته است. منتها انسان با گستردگى نيازهاى مادى و معنوى‌اش و دارابودن استعدادها و قابليتهاى بى‌شمار جهت رشد و كمال، نيازش به رهبرى از حيوانات، شديدتر است. بدين خاطر، اسلام به عنوان دين فطرى بايد اين نياز مبرم و حياتى انسان را برآورده كرده و جهت شكوفا كردن آن استعدادهاى سرشار، پيوسته رهبر يا رهبرانى را برگزيند و شيعه معتقد است كه با وجود دلايل محكم و متقن عقلى و نقلى، خداوند توسط پيامبر اسلام (ص) رهبر يا رهبران راستين الهى را تعيين و معرفى كرده است.
همچنانكه هيچ سازمانى كه داراى اهداف تشكيلاتى باشد نمى‌تواند بدون مدير و رهبر باشد، نظام مقدس اسلامى هم نمى‌تواند بدون رهبر باشد؛ زيرا حفظ دست‌آوردهاى آيين اسلام ازانحراف و خطرات و تداوم راه و روش متعالى و سعادت‌بخش پيامبرعظيم‌الشأن اسلام، وجود رهبرى را ضرورى مى‌گرداند.
همان طور كه لطف و حكمت الهى اقتضا كرده، تا براى هدايت انسان پيامبر بفرستد همچنين اقتضا مى‌كند كه بعد از پيامبر هم براى تداوم هدايتگرى پيامبر گونه، امام و رهبر، انتخاب و نصب كند.
هشام در مناظره با عمرو بن عبيد اثبات كرد امام در اجتماع بمنزله قلب در بدن است، بدين جهت وجودش در جامعه ضرورى است.
پرسش‌ ١- فطرى بودن نياز به امام را به طور اختصار بنويسيد.
٢- سير تاريخ زندگى انسان، چگونه ضرورت وجود امام و رهبر را اثبات مى‌كند؟
٣- چگونه برهان لطف و حكمت دليل بر اثبات امامت مى‌شود؟
٤- آيا اسلام بدون وجود رهبرى صحيح قادر است به حيات بالنده و پويايش ادامه دهد؟
٥- هشام بن حكم در مناظره با عمروبن عبيد ضرورت وجود امام را چگونه اثبات كرد؟