معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٥٦
٣- وسوسههاى شيطانى؛ مانند:
«وَ انَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ الى اوْلِيائِهِمْ» «١» شياطين به دوستان خود مطالبى القا مىكنند.
٤- الهام قلبى؛ مانند:
«وَ اوْحَيْنا الى امِّ مُوسى انْ ارْضِعيهِ» «٢» به مادر موسى وحى كرديم كه او را (نوزاد را) شير بده. (در اين جا وحى به معناى الهام است.)
الهامات قلبى درجات متفاوتى دارد كه پيامبران درجه عالى آن را دارا هستند.
وحى به پيامبران بر اساس نياز نوع بشر به هدايت الهى است. پيامبران به منزله دستگاه گيرندهاى هستند كه در پيكره بشريّت كار گذاشته شدهاند. آنان افراد برگزيدهاى هستند كه صلاحيت دريافت اين نوع آگاهى را از جهان غيب دارند و اين صلاحيت را خدا مىداند و بس.
«اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» «٣» خدا بهتر مىداند كه رسالت خويش را در چه محلى قرار دهد.
همين قسم وحى، مورد بحث ماست. «٤» حقيقت وحى پيامبران دستورات الهى را از طريق وحى مىگيرند و به نام پيامهاى غيبى در اختيار مردم مىگذارند. ادراك ناشى از وحى، از سنخ ادراكهاى بشرى نيست، بلكه ادراكى است غير عادّى و به وسيله امر باطنى مخصوصى كه ويژه پيامبران است پديد مىآيد. به ديگر سخن، معلومات بشر از راههاى زير برايش حاصل مىشود: