معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٤٢
ثابت مىشود و در اينجاست كه ثابت مىشود كه خداوند گويندگان و مفسرانى دارد و آنان انبيا و برگزيدگان از خلقش هستند، حكيمانى كه به وسيله حكمت ادب شده و به حكمت برانگيخته شدهاند- تا آن رابه مردم بياموزند- و با اينكه ايشان در آفرينش و تركيب بدنى مانند مردم مىباشند، امّا با حالات آنها مشاركت ندارند و از جانب خداوند حكيم دانا به وسيله حكمت و دلايل و براهين تأييد شدهاند كه آنان پيامبران خدايند- از جمله آن دلايل و شواهد، زنده كردن مردگان و شفاى نابينا و مداواى برص است- پس زمين خدا خالى نيست از حجتى كه با او دانشى باشد كه دلالت بر راستى گفته پيامبر (ص) كند و لزوم عدالتش را برساند. «١» چنان كه پيداست در حديث فوق به حكمت خداوند بر لزوم بعثت انبيا استدلال شده است و اگر ادراكات انسان براى شناخت راه سعادت و كمال كافى مىبود، ضرورتى براى بعثت انبيا نبود.
٢- نياز به مربيان شايسته خاصيّت عالم مادّه اين است كه بر اثر تغيير و تحوّلات، استعداد كسب فيضهاى جديدترى پيدا مىكند. خاك بر اثر تحول، استعداد مىيابد كه تبديل به گياه شود و نطفه اين استعداد را پيدا مىكند كه روح انسانى در آن دميده شود. پس خود تحوّلات، موجب پيدايش استعداد فيضهاى جديد مىشود.
انسان در عالم مادّه آفريده شده تا به كمال برسد و ناچار ويژگى تكامل تدريجى را دارد و به هر هدف تكاملى كه بخواهد برسد، بايد از مسير تغيير و تحوّل بگذرد و بطور تدريجى استعدادهاى خود را به فعليت برساند. او مانند بچهاى است كه مىخواهد راه رفتن را ياد بگيرد، بدون شك، چارهاى نيست جز اينكه مادر مهربان دستش را گرفته و آرام آرام شيوه راه رفتن را به او بياموزد. شكى نيست كه انسان استعداد زيادى براى رشد و تكامل دارد و به جهت ويژگى اختيار، مىتواند با انتخاب راه تكامل، به عالى ترين