معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٢٦
وَ مَا تُغْنِي الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ «١» و هرگز مردمى را كه به ديده عقل و ايمان ننگرند، دلايل و آيات الهى، بى نياز نخواهد كرد.
قرآن در مواردى علت انكار دلايل و آيات خداوند را انگيزه ستم معرفى نموده است.
ستم، در قرآن و حديث، بسيار مورد نكوهش قرار گرفته است. ظالمان به خاطر دشمنى خود با عقيده به خدا، هيچ گاه حاضر نشدند كه پروردگار عالم را قبول نمايند و در هر موقعيتى مىكوشيدند تا اين فكر موحدان را خنثى نمايند.
٦- توهّم تضاد دين با بهرهگيرى از مواهب زندگى در وجود بشر غرايزى نهاده شده تا او را به سوى هدفى كه در متن خلقت منظور شده است، بكشانند و بى ترديد براى تحقق اين هدف نبايد آنها را مهمل گذاشت و يا به مبارزه و معارضه كلى با آنها پرداخت، بلكه بايد غرايز را تعديل، اصلاح و رهبرى كرد. روشن است كه نمىتوان با يك امر طبيعى و غريزى مبارزه كرد، بدين معنى كه نمىتوان آن را تعطيل نمود و بشر و جامعه بشرى رااز مقتضيات يكى از غرائز براى هميشه به دور داشت. بطور مثال امكان ندارد كه همه افراد را قانع كنيم كه راضى شوند از خوردن و آشاميدن پرهيز كنند و يا از دانش اندوزى و حس كنجكاوى خويش، چشم بپوشند.
حال، اگر با نام خدا و دين با اين غرايز مبارزه شود و اگر تحت نام دين و خدا، تجرد و رهبانيّت، مقدس شمرده شود و ازدواج، پليدى به حساب آيد و اگر تحت عنوان دين، جهل موجب نجات معرفى شود و علم سبب ضلالت و يا ثروت و قدرت مايه شقاوت و بد بختى يا فقر، ضعف و تهيدستى، مايه سعادت و خوشبختى شناخته شود، چه عوارضى پيش مىآيد؟
بدون ترديد در جوامعى كه با نام خدا و دين، براى نابودى غرايز قيام مىكنند و خداپرستى را متضاد با زندگى معرفى مىكنند، اين معانى و مفاهيم عالى، مورد شك و نفرت انسانها واقع مىشود و مكاتب ضد خدا و ضد دينى رواج مىگيرد.