معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٢٩
حضرت عيسى مسيح (ع) عرضه شد كه براى افكار آزاد و مترقى قابل پذيرش نبود؛ به اضافه اينكه نوعى ارتباط مصنوعى ميان ايمان به خدا و مشروع شمردن استبدادها و اختناقها از يك طرف و ميان بى خدايى و حق حاكميت ملى از طرف ديگر برقرار گرديد.
اينها موجب شد كه برخى مصلحان اجتماعى براى اينكه خود را در راه مبارزات اجتماعى از اين قيود آزاد كنند، به صورت واكنشى افراطى، از خدا و هر معنا و مفهومى كه از فكر خداپرستى منشعب مىشود برگردند و پيروان آنها فكر كردند كه انديشه ماديگرى، چنين افراد مبارزى را تربيت مىكند و حال آنكه علت گرايش آن افراد به ماديگرى خوبيهاى ماترياليسم نبود، بلكه مفاسدى بود كه در دستگاههاى به اصطلاح مذهبى شناخته شده- مانند كليسا- پديد آمده بود. اما در اسلام، گذشته از سيره و روش پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام كه سراسر، تعليم، ارشاد و جنبشهاى اصلاحى است، در تاريخ اسلام، حركتها و جنبشهاى اصلاحى فراوانى وجود دارد و شاهد اين مطلب، نهضتها و انقلابهاى عظيمى است كه با تكيه بر مذهب و مفاهيم دينى در جوامع اسلامى، وجود داشته و دارد.