معارف دينى

معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١٠٥

حكومت هم ضرورى است، بنابراين بايد فردى ولايت و حكومت را بر عهده گيرد، بدين منظور سه راه پيش رو داريم؛ يا اينكه ولايت غير فقيه يا فقيه غير عادل و يا آنكه «ولايت فقيهِ عادل» را قبول كنيم.
عقل هر انسانى حكم مى‌كند كه غيرفقيه و غيرعادل شايسته ولايت و حكومت نيست، چرا كه در اينجا تشكيل حكومت اسلامى مورد بحث است و براى پياده كردن حكومت اسلامى و اجراى احكام دين، بايد فردى زمام اين امر را به عهده گيرد كه به احكام اسلامى عميقاً آشنابوده و شيوه اداره حكومت را هم بداند و در عين حال متّقى و متعهد باشد تا امر حكومت را فداى هواى نفس و اميال شيطانى خود نكند. علاوه براين، نه تنها در مورد حكومت اسلامى، بلكه در مورد هر حكومتى، عقل حكم مى‌كند بر اينكه جاهلان، جاه‌طلبان و هوسرانان شايستگى زمامدارى را ندارند.
بنابراين فقيهى كه به احكام اسلامى و اوضاع سياسى- اجتماعى زمان خود آگاه بوده و از تقوا و عدالت و تدبير و مديريت و كمالات لازم ديگر برخوردار باشد، براى حكومت شايسته‌تر از ديگران است. امام خمينى قدس سره مى‌فرمايد:
«ولايت فقيه از موضوعاتى است كه تصوّر آنها موجب تصديق مى‌شود و چندان به برهان احتياج ندارد به اين معنى كه هر كس عقايد و احكام اسلام را حتى اجمالًا دريافته باشد، چون به ولايت فقيه برسد و آن را به تصور آورد، بى‌درنگ تصديق خواهد كرد و آن را ضرورى و بديهى خواهد شناخت.» «١» ٢- از راه سنّت‌ در اين مورد روايات متعددى از امامان معصوم عل معارف دينى ١١٠ ادله ولايت فقيه ص : ١٠٤ يهم السلام وجود دارد كه به پاره‌اى از آنها اشاره مى‌كنيم:
الف- مقبوله عمر بن حنظله‌ «از امام صادق عليه السلام در مورد دو فرد از شيعيان كه بين آنها در مورد دين يا