معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٢٥
خداپرستى، التزام به احكام الهى است. اين التزام سدّ بزرگى است كه جلوى اميال نامشروع انسان را مىگيرد. شخصى كه مىخواهد بدون هيچ قيد و شرطى به اميال نفسانى خود جامه عمل بپوشاند، دچار يكسونگرى مادى گرديده و با افزايش اين روحيه است كه نمىتواند، فضائل معنوى را بپذيرد. «١» قرآن، اين حقيقت را، اين گونه بيان مىكند:
ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوءى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ «٢» سرانجام كار آنانكه به اعمال زشت و كردار بد پرداختند، اين شد كه كافر شده و آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند.
٥- كبر و لجاج قرآن در چند مورد، فلسفه انكار گروهى را تكبر، زير بار حق نرفتن و لجاجت بيان كرده و مسلّم دانسته است كه دلايل مذكور نمىتواند افراد لجوج و عنود را هدايت نمايد:
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ، يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَي معارف دينى ٣٠ ٧ - توهم تضاد دين با روح مبارزه و پرخاشگرى ص : ٢٧ ْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَن لَمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» «٣» واى بر هر دروغ ساز گناه پيشه كه آيات و دلايل خداوند به گوشش مىرسد ولى گويى نشنيده، بر تكبر و عناد اصرار مىورزند. او را به كيفرى دردناك بشارت ده.
دلايلى كه قاطع و از نظر علمى ارزنده باشد، افرادى را متقاعد مىسازد كه خود را براى پذيرش حق، آماده سازند، نه اينكه بخواهند بر اساس تفكر خود، عقيدهاى را مسلّم گرفته و سپس براى باطل نشدن آن، در برابر هر دليل- ولو قانع كننده- موضع بگيرند.