معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١٩
يك نيروى نامرئى و نامحسوس اما توانا و مهربان، يارى نخواهد؟ هر كس بر اساس فطرت و به حسب طبع اولى هميشه و در همه حال، وجود خدا را درك مىكند، اما تجلى و بروز اين احساس، در سختيها و گرفتاريها بيشتر است.
قرآن به اين حقيقت، اشاره مىكند و مىفرمايد:
فَاذا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ فَلَمَّا نَجيَّهُم الَى الْبَرِّ اذا هُمْ يُشْرِكُونَ «١» چون به كشتى درآيند، خدا را با اخلاص كامل مىخوانند اما همين كه خدا آنان را به سلامت به خشكى رساند، دوباره شرك مىورزند.
شخصى به امام صادق عليه السلام گفت:
اى فرزند رسول خدا! خدا را به من بشناسان، زيرا مجادلهگرها با القاى شبهاتى مرا متحير ساختهاند.
امام فرمود: آيا تا كنون سوار كشتى شدهاى؟
گفت: آرى.
فرمود: آيا تاكنون اتفاق افتاده كه كشتى شما شكسته باشد، در حالى كه كشتى نجاتى وجود نداشته و شناگرى كه تو را كافى باشد نيز نبوده باشد؟
گفت: آرى.
فرمود: آيا قلب تو به نيرويى كه توانايى نجات تو را دارد، متوجه شد؟
گفت: آرى.
فرمود: آن نيرو، همان خدايى است كه بر نجات تو تواناست، آنگاه كه نجات دهندهاى نباشد و فريادرس است، آنگاه كه پناهگاه ديگرى يافت نمىشود. «٢» بشر براى شكوفايى فطرت الهى در نهاد خود و ترسيم سير كمالى خويش، بايد از عقل و شيوههاى استدلالى كمك بگيرد و به تحكيم مبانى عقيدتى و فطرى خود بپردازد، تا مانند بسيارى از اقوام گذشته، دچار انحراف و خرافه پرستى نگشته، به سعادت ابدى برسد.