معارف دينى

معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٥٩

مى‌دهند، مانند آنچه كه مرتاضان انجام مى‌دهند، بايد ويژگيهاى معجزه و فرق آن را با ساير كارهاى خلاف عادت بدانيم تا دچار سرگردانى نشويم.
نشانه هاى معجزه‌ ١- معجزه مغلوب هيچ عاملى نمى‌شود؛ نه عامل طبيعى مى‌تواند معجزه را باطل كرده و اثرش را زايل كند يا جلويش را بگيرد و نه عامل غير طبيعى. فرض كنيد مرتاضى بر اثر رياضتهاى نفسانى، قدرت نفسانى پيدا كند و بتواند كارهاى خارق عادت انجام دهد؛ مثل اينكه بتواند با اشاره دست، قطار در حال حركت را متوقف كند، ولى ممكن است يك مرتاض قويترى اين كار او را خنثى كند و اشاره‌اى كرده، قطار راه بيفتد يا از همان اول جلوى تأثير اراده او را بگيرد. در اعجاز، چنين چيزى نيست و هيچ نفس قويّى نمى‌تواند جلوى تأثير معجزه را بگيرد؛ چون همه نفوس در برابر اراده الهى مغلوبند و نمى‌توانند جلوى كارى را كه خدا خواسته براى حكمتى (اثبات‌نبوت) انجام گيرد، بگيرند، حتى انبيا مبارز مى‌طلبند، كه اگر كسى مى‌تواند آن را باطل كند يا مثل آن را بياورد. ناتوانى مردم براى ابطال يا آوردن مثل، دليل اعجاز است. پس مغلوب نشدن يكى از نشانه‌هاى آن است كه اين كار غيرعادى، معجزه است؛ مانند معجزه حضرت موسى (ع) كه بر سحر ساحران غلبه كرد. ٢- معجزه قابل تعليم و تعلم نيست؛ درسى نيست كه كسى بخواند و ياد بگيرد، رياضتى ندارد كه كسى بكشد و داراى معجزه شود، بلكه موهبتى الهى است كه خداوند طبق حكمت خود، به كسى كه شايستگى آن را داشته باشد عطا مى‌كند. ولى ساير تصرفات غير عادى كه از بعضى انسانها سر مى‌زند؛ قابل تعليم و تعلم است؛ ديگران هم مى‌توانند با آموزشها و تمرينهاى ويژه‌اى، به آنها دست يابند. ٣- معجزه همراه با ادعاى نبوت است؛ از اين رو، هنگامى امر شگفت انگيزى «معجزه» ناميده مى‌شود كه علاوه بر استناد به اذن خاص الهى، به عنوان دليلى بر پيامبرى ارائه شود. بدين ترتيب اصطلاح كرامت به امور شگفت انگيزى كه به اذن خدا از اولياء الله صادر مى‌شود، اختصاص مى‌يابد؛ در برابر خوارق عاداتى كه مستند به‌