معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ١١١
بيان فرموده و خواسته است كه در آخرين ديدار خود از مكّه ضمن استفاده از موقعيت كنگره حج، تكليف مردم را در قبال دستگاه يزيدى روشن كند و علل قيام خود را بر ضد دولت ستمگر اموى تبيين نمايد. اين خطابه به عنوان مؤيد براى بحث ماست؛ در اين خطابه آمده است:
«... مَجارِى الْامُورِ وَ الْاحْكامِ عَلى ايْدِى الْعُلماءِ بِاللَّهِ الْامَناءُ عَلى حَلالِهِ وَ حَرامِهِ» «١» جريان امور (حكومتى و اجتماعى و سرنخ كارها) به دست دانشمندان الهى است كه امين بر حلال و حرام خدا هستند.
طبق اين فرمايش، عالمان الهى متصدى اجراى احكام و قوانين الهى مىباشند و اين تعبير شامل فقها و علما در عصر غيبت هم مىشود.
اگر امام حسين (ع)، تصدى امور حكومتى و اجتماعى مردم و بيان احكام اسلام را تنها در دست امامان معصوم (ع) مىدانست و در زمان غيبت كسى را شايسته نمىدانست كه «مجارى امور و احكام» به او سپرده شود، مىبايست چنين مىفرمود: «مَجارِى الْامُورِ وَ الْاحْكامِ عَلى ايْدِى الْائِمَّةِ الْمَعْصُومينْ» يا «عَلى ايْدينا»؛ در حالى كه امام (ع) «العلماء باللّه» را ذكر فرموده است كه اين تعبير علاوه بر اين كه امامان عليهم السلام را شامل مىشود، فقهاى عادل و امين در عصر غيبت را نيز در بر مىگيرد. امام خمينى قدس سره درباره اين روايت چنين فرموده است:
«از اين روايت دو مطلب مهم به دست مىآيد: يكى ولايت فقيه و ديگرى اينكه فقها بايد با جهاد خود و با امر به معروف و نهى از منكر، حكام جائر را رسوا و متزلزل و مردم را بيدار گردانند.» «٢»